حسن سيد اشرفى

639

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

569 - جواب مصنّف به اشكال مختار نبودن و مجبور بودن كافر در كفر و ايمان آوردنش و عاصى در عصيان و اطاعتش چيست ؟ ( قلت . . . علوّا كبيرا ) ج : مىفرمايد : آرى ، كافر در كفرش و عاصى در عصيانش و مؤمن در ايمان و مطيع در اطاعتش مجبور بوده و از اختيار خارج مىباشد اگر ارادهء تكوينى الهى اين‌گونه بود كه اين افراد بدون اختيار و مقدّمات اختيارى چنين اعمالى را انجام داده و از آنان صادر شود . يعنى در علم خداوند اگر معلوم بود كه اين افراد بدون اختيار چنين اعمالى را انجام خواهند داد آن‌وقت انجام اين امور از آنان به صورت جبرى و بدون اختيار مىبود . ولى اگر ارادهء تكوينى خداوند بر انجام اين امور به صورت اختيارى از بندگان يا فلان افراد باشد ، ديگر انجام اين امور ، جبرى و بدون اختيار نمىباشد . چرا كه وقتى علم تكوينى خداوند نسبت به بندگان در انجام اعمالشان بر اين است كه با اختيار آن را انجام دهند ، چاره‌اى نيست كه اين اعمال بايد از روى اختيار صادر شود . زيرا اگر از روى اختيار نباشد لازم مىآيد كه ارادهء تكوينى الهى از مرادش كه انجام اعمال بندگان از روى اختيارشان بوده تخلّف كند و خداوند برتر از آن است كه ارادهء تكوينى او از مرادش تخلّف كند . 570 - در جواب مصنّف به چيزى بودن افعال با توجه به ارادهء تكوينى الهى به اينكه افعال مسبوق به مقدّمات اختيارى بوده چگونه اشكال ديگرى شده مبنى بر اينكه باز هم افعال به صورت جبرى مىباشد ؟ ( ان قلت . . . بلا اختيار ) ج : مىفرمايد : گفته شده است : اگرچه افعال بندگان اعمّ از افعال عصيانى يا اطاعتى در ارادهء تكوينى الهى مسبوق به اراده و اختيار بندگان بوده و ارادهء او تعلّق گرفته كه عصيان و اطاعت با اراده و اختيار مكلّفين انجام گيرد ولى اين كفر و عصيان در نهايت منتهى به ارادهء تكوينى الهى مىشود كه اعمال بندگان را جبرى و بدون اختيار مىكند . چگونه مىتواند اين افعال ، اختيارى باشد وقتى كه همهء اين افعال اعمّ از عصيانى و يا اطاعتى با فرض اختيار در آينهء علم ازلى خداوند و مشيّت الهى قرار گرفته است . « 1 » و با وجود چنين

--> ( 1 ) - يعنى از ازل و قبل از تولد و خلقت دنيوى در علم الهى روشن و معلوم بوده فلان كافر يا فلان