حسن سيد اشرفى

630

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

567 - رابطهء ارادهء تكوينى با ارادهء تشريعى در تحقّق ايمان و اطاعت و يا تخلّف از آنها چگونه است ؟ ( فاذا توافقتا . . . و العصيان ) ج : مىفرمايد : هروقت ارادهء تكوينى با ارادهء تشريعى موافق شود چاره‌اى نيست كه اطاعت از عاصى و ايمان از كافر تحقّق پيدا كرده و عاصى حتما اطاعت را اختيار كرده و كافر نيز ايمان را اختيار خواهد كرد . ولى اگر ارادهء تكوينى با ارادهء تشريعى موافق نشد بلكه مخالف شد ناگزير اينكه كافر حتما تخلّف از ارادهء تشريعى كرده و كفر را اختيار مىكند و عاصى نيز عصيان را اختيار خواهد كرد . « 1 »

--> ( 1 ) - توافق و تخالف اراده تشريعى با اراده تكوينى به اين‌گونه است كه در تكليف كردن بندگان از سوى خداوند متعال مثلا امر به ايمان آوردن كفّار و امر به اطاعت افراد عاصى ، ارادهء تشريعى وجود دارد يعنى خداوند علم به مصلحت و مفسده امور دارد . حال كه در ارادهء تشريعى ، امر به ايمان آوردن كفّار و اطاعت افراد عاصى نموده است ، اگر در علم خداوند معلوم باشد كه كفّار يا افرادى از كفّار و گنهكاران يا افرادى از گنهكاران ، ايمان آورده و اطاعت خواهند كرد ، در اينجا آن كفّارى كه در علم خداوند معلوم بوده ايمان مىآورند و آن افراد عاصى كه در علم خداوند معلوم بوده كه اطاعت خواهند كرد قطعا ايمان آورده و اطاعت خواهند كرد . يعنى در اينجا ارادهء تكوينيّه ، موافق با ارادهء تشريعيّه شده است . امّا وقتى ارادهء تشريعيّه نسبت به ايمان آوردن كفار و اطاعت كردن گنهكاران وجود دارد ، زيرا خداوند امر به ايمان آوردن و اطاعت نمودن آنان كرده ولى در علم خداوند معلوم باشد كه اين افراد يا فلان فرد كافر ايمان نمىآورد و اين افراد يا فلان فرد عاصى ، اطاعت نخواهد كرد در اينجا ارادهء تكوينيّه با ارادهء تشريعيّه مخالف بوده و چون ارادهء تكوينيّه بر كفر و عصيان آن افراد يا فلان فرد بوده است ، اين اشخاص يا فلان شخص قطعا كفر ورزيده و عصيان خواهد كرد هرچند ارادهء تشريعيّهء خداوند بر ايمان و اطاعتشان بوده ، ولى آنان تخلّف از ارادهء تشريعيّه خواهند نمود .