حسن سيد اشرفى
606
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
مانعى بر سر راه باشد آن را بردارد . ولى همهء اين امور در اصطلاح حكماء به مقدّمات موسوم بوده و نه اينكه اين امور را طلب و اراده را مثلا شوق مؤكّد دانست و بعد بين طلب و اراده مغايرت قائل شد و طلب را غير از اراده دانست . 548 - خلاصهگيرى مصنّف در رابطه با اتّحاد طلب و اراده و دليل وجدانى او چيست ؟ ( و بالجملة لا يكاد . . . و بها اخرى ) ج : مىفرمايد : خلاصه آنكه به هنگام طلب ، چيزى غير از صفات معروفه كه به هنگام طلب به عنوان مقدّمه در نفس وجود پيدا مىكند مثل تصوّر مطلوب ، ميل ، هيجان و رغبت و تصديق به فايدهء آن مطلوب ، و غير از اراده چيز ديگرى غير از اين صفات و اراده كه قائم به نفس باشد و به آن طلب گفته شود در نفس وجود ندارد . بنابراين ، چارهاى نيست كه گفته شود ؛ اراده و طلب متّحدند و شوق مؤكّدى كه موجب تحريك عضلات و اندام براى ارادهء انجام آن مطلوب به شكل مستقيم و توسط خود او شده و يا دستور به عبدش بدهد وقتى كه نمىخواهد خودش مستقيما آن را انجام دهد ، چنين شوق مؤكّدى ، طلب و اراده ناميده مىشود . چنان كه از اين شوق مؤكّد گاهى با لفظ طلب و گاهى با لفظ اراده تعبير مىشود . « 1 »
--> ( 1 ) - نزاع در اختلاف و اتّحاد بين طلب و اراده يكى از صغريات نزاع كلّى بين اشاعره با معتزله و گروه حقّ ( شيعه ) مىباشد كه آيا خداوند دو نوع كلام دارد كه عبارت باشد از كلام نفسى و كلام لفظى يا يك كلام بيشتر ندارد . مثلا در موردى كه خداوند فرمانى مىدهد يا نهى از چيزى مىكند مثلا مىفرمايد : « وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ » يا « وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ » * و يا در ساير صيغههاى انشائيّه مثل آنكه مىفرمايد : « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » * و يا در جملات خبريه از مسألهاى خبر مىدهد مثل : « إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ » اشاعره مىگويند در اينجا دو كلام وجود دارد 1 - كلام لفظى : كه عبارت از آن اصوات و كلامى است كه از دهان متكلّم صادر شده و مدلولاتى دارد پس آن اصوات و الفاظ با مدلولاتشان كلام لفظى بوده و مدلولات در جملات خبريه عبارت از وقوع نسبت است بين مسند و مسند اليه يا عدم وقوع -