حسن سيد اشرفى
592
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
مگر از متّحد بودن اراده و طلب و اينكه باشد اين شوق مؤكّد به دنبال دارندهء حركات عضلات در اراده كردن انجام آن ( شىء ) را مستقيما يا به دنبال دارندهء امر كردن بندهاش ( طالب ) به آن ( انجام شىء ) در آنچه كه اگر اراده مىكرد ( طالب ) آن ( انجام شىء ) را نه اينچنين ( بالمباشرة ) ، [ اينكه باشد اين شوق مؤكّد . . . ] ناميده شده به طلب و اراده ، چنان كه تعبير مىشود ( شوق مؤكّد ) به اين ( طلب ) گاهى و به آن ( اراده ) بار ديگر ، چنان كه مخفى نمىباشد . و اينچنين ( غير از صفات معروفه صفات ديگر قائم به نفس وجود ندارد ) است حال در ساير صيغههاى انشائيّه و جملات خبريّه ، پس همانا نمىباشد غير از صفات شناختهشدهء قائم به نفس از ترجّى ( اميد ) و تمنّى ( آرزو ) و علم و غير اين ( صفات مذكوره ) صفت ديگرى كه باشد ( صفت ديگر ) قائم به نفس ، و درحالىكه هرآينه دلالت دارد لفظ بر آنها ( صفات ديگر ) چنان كه گفته شده است : همانا كلام در قلب است و همانا قرار داده شده است زبان بر قلب ، دليل . و هرآينه روشن شد از آنچه ( بيانى ) كه تحقيق كرديم آن ( بيان ) را ، آن چيزى كه در استدلال اشاعره است بر مغايرت به امر كردن با نبودن اراده چنان كه در دو صورت آزمايش و اعتذار ( تمام كردن حجّت ) است از اشكال ، پس همانا همانطورىكه نيست اراده حقيقتا در دو صورت ( اختبار و اعتذار ) ، نيست طلبى اينچنين ( حقيقى ) در اين دو ( اختبار و اعتذار ) ، و آنچه ( طلبى ) كه مىباشد ( طلب ) در اين دو ( اختبار و اعتذار ) همانا آن ( طلب ) طلب انشايى ايقاعى است كه اين ( طلب انشايى ) مدلول صيغه ( صيغهء امر ) يا مادّه ( مادّهء امر ) است . و نبود روشن و روشنكنندهاى در استدلال مغايرت داشتن اين ( طلب انشايى ) با ارادهء ( انشايى ) . نكات دستورى و توضيح واژگان الجهة الرّابعة : يعنى « هذه الجهة الرّابعة » . الظّاهر انّ الطّلب الّذى يكون هو معنى الامر : كلمه « الظّاهر » مبتدا و خبرش كلمهء « انّ » با