حسن سيد اشرفى
587
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
خداوند مىباشد مأمور به بوده و متعلّق امر است و اگر امر ، موضوع براى استحباب نبود كه به فعل مندوب اطلاق مأمور به نمىشد . پس امر وضع براى معنايى كلّى و قدر جامعى شده است كه به اعتبار آن ، هم به فعل واجب و هم به فعل مندوب اطلاق مأمور به مىشود . يعنى وضع براى مطلق طلب مىباشد . 537 - جواب مصنّف به دليل سوّم قائلين به اشتراك معنوى در لفظ امر چيست ؟ ( فيه ما لا يخفى . . . المدّعى ) ج : مىفرمايد : ضعف اين استدلال آن است كه كبرى را قبول نداريم به اين معنا كه معناى مأمور به كه اطلاق بر فعل مندوب مىشود به عنوان مأمور به حقيقى و به عنوان حقيقت اطلاق برآن شود . به عبارت ديگر ، فعل مندوب مأمور به است و اطلاق لفظ مأمور به برآن مىشود ولى نه به عنوان مأمور به حقيقى بلكه به عنوان مجاز به آن مأمور به گفته مىشود . بنابراين ، اگر مقصود از اينكه فعل مندوب ، مأمور به مىباشد معناى حقيقى و از باب معناى حقيقى مأمور به ، به فعل مندوب ، مأمور به گفته شده است ما اين كبرى را منع مىكنيم كه هر طاعتى مأمور به ، حقيقى باشد و اگر مقصود مأمور به حقيقى نبوده بلكه از باب مجاز به فعل مندوب اطلاق مأمور به شده است كه چنين معنايى مفيد براى مدّعاى اين گروه نيست .