حسن سيد اشرفى
549
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
نحو صدورى هستند استدلال كردهاند به اينكه وقتى گفته مىشود : « زيد ضارب » يا « زيد مؤلم » به وجدان مىيابيم كه مبدأ مشتقّ كه « ضرب » و « الم » باشد با فردى كه مورد ضرب واقع شده يعنى « مضروب » و مورد الم واقع شده يعنى « مؤلم » قائم است و نه با « ضارب » و « مؤلم » . يعنى كسى كه ضرب و الم همراه او و قائم به او مىباشد كسى است كه مورد « ضرب » و « الم » واقع شده است نه كسى كه « ضارب » بوده و يا « مؤلم » يعنى اذيّتكننده بوده است . 492 - نظر مصنّف نسبت به معتبر بودن قيام مبدأ به ذات در صدق حقيقى مشتقّ بر ذوات چيست ؟ ( و التّحقيق انّه . . . او انتزاعه عنه مفهوما ) ج : مىفرمايد : قيام مبدأ به ذات در صدق مشتقّ بر ذوات معتبر بوده ولى قيام به معناى تلبّس به مبدأ به نحو خودش . يعنى در صدق مشتقّ بر ذوات بر به نحو حقيقت لازم است كه ذات ، متلبّس به مبدأ باشد به نحو خاصّى كه ناشى از اختلاف مواد يا اختلاف هيئات و يا به نحو انتزاع مبدأ از ذات از حيث مفهوم با متّحد بودنشان در خارج يا آنكه اصلا تحقّقى براى غير منتزع عنه يعنى ذات نبوده باشد . 493 - اختلاف انحاء تلبس ذات به مبدأ چگونه است ؟ ( توضيح از خارج ) ج : گفتيم : قيام مبدأ به ذات به معناى تلبّس ذات به مبدأ در صدق حقيقى مشتقّ بر ذوات معتبر است ولى اين تلبّس به نحو خاصى است كه ناشى مىشود الف : 1 - اختلاف موادّ : در اين صورت يا از مادّهء لازم بوده كه در اين صورت تلبس به نحو حلولى خواهد بود مثل « عالم » و « مريض » و يا از مادّهء متعدّى بوده كه كه در اين صورت تلبّس به نحو صدورى مثل « ضارب » و يا ايجادى مثل « خالق » خواهد بود . ب : از اختلاف هيئات : مثل آنكه تلبّس را به اعتبار اسم فاعل و اسم مفعول و اسم مكان بودن لحاظ كنيم . در صورت اسم فاعل بودن به يكى از انحاء صدورى ، حلولى و ايجادى بوده و در صورت اسم مفعول بودن ، تلبّس به نحو وقوعى ولى وقوع برآن خواهد بود . و