حسن سيد اشرفى
528
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
اينچنين است . مثلا وقتى گفته مىشود : « الانسان ضاحك » بين انسان و ضاحك از نظر وجودى اتّحاد بوده و در خارج ، انسان همان ضاحك است ولى از نظر مفهومى بينشان مغايرت است . زيرا مفهوم انسان غير از مفهوم ضاحك مىباشد . 483 - اينكه گفته شده در صحّت حمل بايد متغايرين ( موضوع و محمول ) را يك چيز دانسته و اعتبار كنيم و بعد حمل را انجام دهيم به چه معنا بوده و از چه كسى است ؟ ( توضيح از خارج ) ج : اين سخن صاحب فصول است كه گفته است علاوه بر متغاير بودن موضوع و محمول بايد در حمل ما اين متغايرين را از نظر مفهوم يكى دانسته و پس از آن يكى را بر ديگرى حمل كنيم . مثلا در « الانسان ناطق » كه انسان با ناطق متغاير است بايد اين دو متغاير را از نظر مفهوم يكى فرض كرده و گفته شود ؛ مفهوم انسان با ناطق يكى بوده و بعد از تركيب و شىء واحد دانستن مجموع مركّب است كه يكى بر ديگرى حمل مىشود . 484 - نظر مصنّف نسبت به كلام صاحب فصول در ملاك صحّت حمل بين موضوع و محمول كه اعتبار تركيب بين متغايرين و يكى دانستن آنها را معتبر دانسته چيست ؟ ( و لا يعتبر . . . مخلّا ) ج : مىفرمايد : وقتى بين موضوع و محمول يك نحو مغايرت ( مفهومى و يا اعتبارى ) را معتبر دانستيم ديگرى نيازى به اعتبار تركيب و يكى دانستن مجموع مركّب نيست بلكه اگر چنين چيزى ملاك باشد مخلّ به حمل بوده و اصولا حمل صحيح نخواهد بود . 485 - به چه دليل اعتبار تركيب و يكى دانستن مجموع مركّب در صحّت حمل ، مخلّ به حمل مىباشد . ( لاستلزامه . . . من الاعتبار )
--> - نمىشود . چرا كه دو شىء وجود ندارد تا نسبت بين آنها محقّق شود ، بلكه يك شىء وجود دارد . ولى اگر مغايرت مفهومى يا اعتبارى باشد آنوقت موضوع و محمول اگرچه اتّحاد وجودى دارند ولى از نظر مفهوم يا اعتبارا دو چيز بوده و نسبت بين آنها محقّق مىشود .