حسن سيد اشرفى
507
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
ملاحظهء آنچه كه اين دو ( موضوعات و محمولات ) برآن هستند از نحوى از اتّحاد ، با وجود آنچه كه اين دو ( موضوعات و محمولات ) برآن هستند از مغايرت و هرچند [ باشد مغايرت ] به نحوى از اعتبار . پس روشن شد با اين ( مخلّ بودن تركيب به حمل ) فساد آنچه ( بيانى ) را كه قرار داده است ( صاحب فصول ) آن ( بيان ) را تحقيق در مقام . و در كلامش ( صاحب فصول ) مواردى است براى نظر ( اشكال ) كه روشن مىشود ( موارد ) با تأمّل و امعان نظر . نكات دستورى و توضيح واژگان و قد انقدح بذلك : مشاراليه « ذلك » تقرير و جواب مصنّف بود مبنى بر اينكه مناط در جهات و موادّ قضايا ملاحظهء نسبت موضوع و محمول بدون لحاظ شرط محمول است . ما افاده بابطال الوجه الاوّل : ضمير فاعلى در « افاده » به صاحب فصول و ضمير مفعولىاش به ماء موصوله كه مقصود از آن ، انقلاب هر قضيّهء ممكنه به قضيّه ضروريّه بوده برگشته و مقصود از وجه اوّل نيز معتبر بودن و داخل شدن مفهوم شىء در معناى مشتقّ مىباشد . كما زعمه : يعنى چنانچه صاحب فصول پنداشته كه كلامش در بعد از « فيه نظر » كه آورده موجب ابطال وجه اوّل از اشكال محقّق شريف مىشود . لمصاديقهما انّما يكون ضروريّا : ضمير در « مصاديقهما » به شىء و ذات و در « يكون » به لحوق برمىگردد . مع اطلاقهما لا مطلقا و لو مع التقيّد : ضمير در اطلاقهما به ذات و شىء برگشته و مقصود از « مطلقا » نيز يعنى چه ذات و شىء ، مقيّد به قيد باشد و چه نباشد . و مقصود از « و لو مع التقيّد » يعنى « و لو كان اللّحوق ضروريّا مع التقيّد » و مقصود از « مع التقيّد » نيز تقيّد ذات و شىء به قيد مىباشد . الّا به شرط تقيّد المصاديق به ايضا : ضمير در « به » به شرط محمول برمىگردد . انّه لو جعل التّالى فى الشّرطيّة الثّانية : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده اگر فعل