حسن سيد اشرفى

438

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

( مراد از مبدأ ) حقيقت يا مجاز . و امّا اگر اراده شود از آن ( مبدأ ) خود آنچه ( فعلى ) كه واقع شده است ( فعل ) بر ذات از آنچه ( فعلى ) كه صادر شده است ( فعل ) از فاعل ، پس همانا صحيح نمىباشد سلب در آنچه ( موردى ) كه اگر باشد ( سلب ) به لحاظ حال تلبّس و وقوع - چنان كه دانستى - نه به لحاظ حال ( زمان نطق ) همچنين ، به دليل وضوح صحيح بودن اينكه گفته شود : همانا او ( مضروب ) نيست ( مضروب ) به مضروب الآن ، بلكه بود ( مضروب ) . سوّم : استدلال امام عليه السّلام است به پيروى از نبى صلّى اللّه عليه و آله چنان كه از غير واحدى از اخبار ( اخبار زياد ) است [ استدلال ] به قول خداوند متعال است « عهد من به ظالمين نمىرسد » به لياقت نداشتن شخصى كه عبادت كرده است صنم يا وثنى را [ لياقت نداشتن ] براى منصب امامت و خلافت ، از باب كنايه به شخصى كه عهده‌دار شده است ( شخص ) براى آن ( خلافت ) از شخصى كه عبادت كرده است صنم را مدّت زيادى ، از واضح است ( روشن است ) توقّف داشتن اين ( استدلال ) بر بودن مشتقّ ، موضوع براى اعمّ و گرنه هرآينه صحيح نبود تعريض ( كنايه ) ، به دليل منقضى شدن تلبس آنان ( بت‌پرستان ) به ظلم و عبادت كردنشان ( بت‌پرستان ) براى صنم هنگام عهده‌دار بودن براى خلافت . و جواب : منع توقّف ( توقّف استدلال ) بر اين ( وضع مشتقّ براى اعمّ ) است ، بلكه تمام مىباشد استدلال و هرچند باشد ( مشتقّ ) موضوع براى خصوص متلبّس . نكات دستورى و توضيح واژگان انه ربّما اورد الخ : ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد . بما حاصله انّه : ضمير در « حاصله » به ماء موصوله كه به معناى اشكال بوده برگشته و در « انّه » به معناى شأن بوده و جار و مجرور « بما حاصله الخ » متعلّق به « اورد » مىباشد . صحّته مطلقا : ضمير در « صحّته » به « السّلب » برگشته و مقصود از « مطلقا » بدون تقييد به هيچ‌يك از حال تلبّس و حال انقضاء يعنى در گذشته و حال مىباشد .