حسن سيد اشرفى

423

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

به مبدأ وضع شده است ب : براى اعمّ از متلبّس و منقضى از مبدأ وضع شده است . ولى بعدا و در بين متأخّرين اقوال در مسئله زياد شد و تا به پنج يا شش قول رسيده است . 385 - دليل كثرت اقوال در مشتقّ بين متأخّرين چه بوده و نظر مصنّف چيست ؟ ( لاجل توهّم . . . من الاحوال ) ج : مىفرمايد : به دو جهت مىباشد : الف : توهّم بعضى مبنى بر اينكه مشتقّات به اعتبار مبادى آنها كه مختلف بوده ، مختلف مىباشند مثلا گفته شده اگر از مبدأ مشتقّ ملكه و حرفه اراده شده باشد ، مشتقّ براى اعمّ وضع شده و اگر فعليّت اراده شده باشد براى خصوص متلبّس وضع شده است . ب : توهّم ديگر اينكه گفته‌اند ؛ مشتقّ به اعتبار حالات عارض برآن متفاوت است . يعنى اگر مشتقّ ، محكوم عليه ( مبتدا ) واقع شود و گفته شود « الضارب زيد » در اينجا مشتقّ ، موضوع براى اعمّ است . ولى اگر مشتقّ محكوم به واقع شود و گفته شود : « زيد ضارب » اينجا مشتقّ براى خصوص متلبّس مىباشد . مصنّف مىفرمايد : قبلا هم گفته شد كه بحث ما در هيئت مشتقّ مىباشد كه آيا وضع براى خصوص متلبّس به مبدأ بوده و يا براى اعمّ مىباشد . و اختلاف مبادى فقط معناى متلبّس را متفاوت مىكند و عروض حالات مختلفه نيز تأثيرى در موضوع بحث نخواهد داشت . البته تفاسير ديگرى هم هست كه در اثناء استدلال بر مختارمان خواهد آمد . 386 - مختار و نظر مصنّف در مشتق چيست ؟ ( و قد مرّت الاشارة . . . و المعتزلة ) ج : مىفرمايد : نظر و مختار ما آن است كه مشتقّ ، حقيقت در متلبّس به مبدأ مىباشد هماهنگ با متأخّرين از اصحاب و اشاعره و مخالف با متقدّمين از اصحاب و معتزله . 387 - دلايل مصنّف براى مختار و نظرش در مشتقّ چيست ؟ ( و يدلّ عليه . . . فى الاستقبال ) ج : مىفرمايد : الف : تبادر ب : صحّت سلب از منقضى از مبدأ