حسن سيد اشرفى

410

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

مصنّف مىفرمايد : اصل عملى به اعتبار موارد خطاب و مصداق آن متفاوت مىباشد . 1 - اگر مولى بعد از ناسى و فراموش‌كار شدن فرد مذكور فرموده باشد : « اكرم كلّ عالم » اينجا شكّ مىكنيم ؛ اين فردى كه الآن عالم و مجتهد نيست آيا متعلّق تكليف مىباشد يا نه ؟ و به عبارت ديگر ، شكّ در اصل تكليف داريم كه آيا تكليف يعنى وجوب اكرام ، تعلّق به اين فرد ناسى هم دارد يا نه ؟ اصل ، در موارد شكّ در تكليف ، اقتضاى برائت دارد . 2 - اگر وجوب اكرام قبل از ناسى شدن فرد مذكور باشد . يعنى در زمانى كه فرد مذكور داراى علم و اجتهاد بوده و صدق عالم بر او مىشده ، مولى هم فرموده است : « اكرم كلّ عالم » شكّى نيست كه اين فرد در زمان خطاب ، متعلّق تكليف بوده ولى بعد از خطاب كه دچار نسيان شده است شكّ داريم كه آيا هنوز هم وجوب اكرام دارد يعنى هنوز هم متعلّق تكليف مىباشد يا نه ؟ در اينجا استصحاب حالت سابقه مىگويد : چون قبلا واجب الاكرام بوده است ، الآن هم كه شكّ داريم بايد حالت سابقه را استصحاب كرده و گفت : اكرامش واجب است . بنابراين ، اصل عملى در همهء موارد يكسان نمىباشد . ممكن است در موردى اقتضا كند ؛ تكليف به اعمّ را و ممكن است اقتضا كند ، تكليف به خصوص متلبّس به مبدأ را .