حسن سيد اشرفى
378
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
349 - چگونه در مواردى دلالت فعل ماضى بر مستقبل و فعل مضارع بر گذشته بوده و دلالت ماضى بر گذشته و مضارع بر مستقبل ، نسبى و بالاضافه خواهد بود ؟ ( و انّما يكون . . . بعده فيما مضى ) ج : مىفرمايد : الف : فعل ماضى : مثلا گفته مىشود : « يجيئنى زيد بعد عام و قد ضرب قبله بايّام » زيد بعد از يك سال نزد من خواهد آمد درحالىكه چند روز قبل از آمدنش چند روزى كتككارى كرده است . در اينجا آمدن زيد در آينده خواهد بود و به دقّت عقلى كتككارى او هم بعد از يك سال بوده است . چرا كه مىگويد ؛ ضربش قبل از آمدن او كه بعد از يك سال خواهد بود صورت گرفته است . يعنى تحقّق عينى و خارجى ضرب در آينده است ولى به لحاظ آمدنش گذشته خواهد بود . بنابراين ، دلالت حقيقى ماضى در اين مثال بر آينده بوده ولى به لحاظ اضافه به مجىء زمانش ، گذشته خواهد بود . ب : مضارع : مثلا گفته مىشود : « جاء زيد فى شهر كذا و هو يضرب فى ذلك الوقت او فيما بعده فيما مضى » زيد در فلان ماه آمد درحالىكه در همان وقت يا در زمان بعدش در گذشته كتككارى مىكرد . در اين مثال كتككارى زيد به دقّت عقلى در زمان گذشته واقع شده چرا كه ضرب همچون آمدن در ماه فلانى كه الآن گذشته است واقع شده ، پس دلالت فعل « يضرب » به دقّت عقلى بر زمان گذشته مىباشد ولى اين كتككارى به لحاظ آمدن كه همزمان با آن و يا بعد از آن بوده و نه به دقت عقلى و تحقّق خارجى در آينده مىباشد . بنابراين ، دلالت يضرب در اين مثال بر گذشته دلالت حقيقى و بر آينده ، نسبى و اضافى مىباشد . « 1 »
--> ( 1 ) - بايد گفت : هم دلالت فعلى ماضى بر گذشته و هم دلالت فعل مضارع بر آينده حقيقى بوده چرا كه دلالت فعل بر زمان به لحاظ حال تكلّم و اخبار مىباشد . مثلا اگر ضربى واقع شده باشد ، ما مىگوئيم : « ضرب زيد » و با فعل ماضى از آن خبر مىدهيم و يا اگر انتظار وقوع ضرب باشد مىگوئيم : -