حسن سيد اشرفى

368

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

استعمالات به نحو آليّت يا استقلال و كليّت به لحاظ خود معناست ، و از اين ( تحقيق ) روشن شد اختصاص نداشتن اشكال و دفع به حروف ، بلكه شامل مىشود ( هريك از اشكال و دفع ) غير اين ( حرف ) را ، پس دقّت كن در مقام ، پس همانا اين ( مقام ) دقيق است و محلّ لغزش قدم‌هاى بزرگان است ، و هرآينه گذشت در بعضى امور ، بعضى كلام ، و اعاده كردن با وجود اين ( ذكر در سابق ) براى آن چيزى است كه در آن ( اعاده ) است از فايده و افاده ، پس بفهم . نكات دستورى و توضيح واژگان خصوصية اخرى : اسم مؤخّر براى « يكون » مىباشد . فى الزّمان الماضى : يعنى زمان گذشته . فى الماضى : يعنى در فعل ماضى و فى الحال و الاستقبال : يعنى در زمان حال و آينده فى المضارع : يعنى در فعل مضارع فيما كان الفاعل الخ : يعنى در جملاتى كه فاعل از زمانيّات باشد . و يؤيده : ضمير منصوبى در « يؤيّده » به عدم بعد به اينكه براى هريك از فعل ماضى و مضارع خصوصيّتى بوده كه موجب دلالت كردنشان بر زمان باشد برمىگردد . انّ المضارع يكون الخ : ضمير در « يكون » به مضارع برگشته و « انّ » با اسم و خبرش تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « يؤيّد » مىباشد . بين الحال و الاستقبال : يعنى بين زمان حال و آينده . و لا معنى له الّا ان يكون له : ضمير در « له » اوّلى به اشتراك معنوى و در « له » دوّمى به فعل مضارع برمىگردد . صحّ انطباقه على كلّ منهما : ضمير در « انطباقه » به خصوص معنا و در « منهما » به حال و استقبال برمىگردد .