حسن سيد اشرفى

351

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

ثانيها انّه لا وجه : ضمير در « ثانيها » به امور برگشته و در « انّه » به معناى شأن مىباشد . الّا انّه ربّما يشكل بعدم امكان جريانه : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و در « جريانه » به نزاع برمىگردد . لانّ الذّات فيه و هى الزّمان بنفسه : ضمير در « فيه » به اسم زمان و ضمير « هى » به ذات و ضمير در « بنفسه » به زمان برمىگردد . ينقضى و ينصرم : ضمير در « ينقضى » به زمان برگشته و « ينصرم » به معناى سپرى شدن و عطف تفسيرى براى « ينقضى » مىباشد . فى انّ الوصف الجارى عليه : ضمير در « عليه » به زمان برمىگردد . كما فى المقام : يعنى در اسم زمان . لا يوجب ان يكون الخ : ضمير فاعلى در « يوجب » به « انحصار مفهوم عامّ بفرد » برگشته و « ان يكون الخ » تأويل به مصدر رفته و مفعول براى « يوجب » مىباشد . و الّا لما وقع : يعنى « و ان كان انحصار مفهوم عامّ بفرد موجبا لوضع اللّفظ بازاء الفرد لما وقع » . مع انحصاره فيه : ضمير در « انحصاره » به واجب و در « فيه » به خداوند برمىگردد . ثالثها : ضمير در « ثالثها » به امور برمىگردد . و المصادر المزيد فيها : دليل عدم ذكر مصادر ثلاثى مجرد آن است كه مشهور ، اتّفاق نظر دارند كه آنها اصلا مشتق نيستند بلكه جوامد محض مىباشند ولى مصادر مزيد فيه از آنجا كه با اضافاتش از مصادر ثلاثى گرفته شده‌اند شبههء مشتقّ بودنشان وجود دارد . لكونها غير جارية : ضمير در « لكونها » به مصادر مزيد برمىگردد . فى الدّلالة على ما يتّصف به الذّوات : ضمير در « به » به ماء موصوله به معناى مبدأ و حدث برمىگردد . انّما تدلّ على قيام المبادى بها : ضمير در « تدلّ » به افعال و در « بها » به ذوات برمىگردد . و يقوم بها : ضمير در « يقوم » به « ماء موصوله » و در « بها » به ذوات برمىگردد .