حسن سيد اشرفى

49

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

ذاتى هست در نظر عقل قبل از فرض حكم كردن شارع بر آنها ( افعال ) ، يا نيست براى آنها ( افعال ) اين ( حسن و قبح و ارزش ذاتى ) ، و همانا حسن ، آن چيزى ( فعلى ) است كه نيكو بداند آن ( فعل ) را شارع و قبيح ، آن چيزى ( فعلى ) است كه قبيح بداند ( شارع ) آن ( فعل ) را ، و فعل مطلقا به‌خودىخودش بدون حكم شارع نيست ( فعل ) حسن و نه قبيح ؟ و اين ( ارزش ذاتى داشتن يا نداشتن ) آن ( ارزش ذاتى داشتن يا نداشتن ) خلاف اصيل است بين اشاعره و عدليه ، و آن ( خلاف اصيل ) مسألهء تحسين و تقبيح عقلى معروف در علم كلام است . و بر اين ( مسئله ) مترتّب مىشود مسألهء اعتقاد به عدالت خداوند و غير اين ( مسئله ) . و همانا ناميده شده است عدليّه ، عدليّه براى قول ايشان ( عدليّه ) به اينكه همانا او ( خداوند ) متعال عادل است ، بنا بر مذهب ايشان ( عدليّه ) در ثابت بودن حسن و قبح عقلى . و ما بحث مىكنيم از اين مسئله ( حسن و قبح عقلى ) اينجا ( علم اصول ) به اعتبار اينكه اين ( مسئله حسن و قبح عقلى ) از مبادى مسألهء اصولى ما است ، چنان كه اشاره كرديم به اين ( از مبادى بودن اين مسئله ) در آنچه كه گذشت . 2 - همانا بعد از فرض قول به اينكه همانا براى افعال به‌خودىخودشان ( افعال ) حسن و قبح است ، آيا تمكّن دارد عقل از درك كردن وجوه حسن و قبح ، مستقلّ از آموزش دادن شارع و بيان او ( شارع ) يا نه ؟ و بنا بر تقدير تمكّن داشتن آن ( عقل ) آيا براى مكلّف است اينكه اخذ كند ( مكلّف ) به آن ( درك عقل ) بدون بيان شارع و آموزش دادن او ( شارع ) يا نيست براى او ( مكلّف ) اين يا مطلقا ( در همهء موارد ) يا در بعضى موارد ؟ و اين مسئله ، اين ( مسئله ) يكى از نقاط اختلاف معروف بين اصوليّون و گروهى از اخباريّون است . و در اين ( مسئله ) تفصيلى است از بعضى از ايشان ( اصوليّون ) بنا بر آنچه ( بيانى ) كه مىآيد ( بيان ) . و اين ( مسألهء درك حسن و قبح ) همچنين نيست ( اين مسئله ) از مباحث علم اصول ، ولى اين ( مسئله ) از مبادى براى مسألهء اصولى آتى است ، زيرا همانا بدون قول به اينكه همانا عقل درك مىكند وجوه حسن و قبح را ، متحقّق نمىشود در نزد ما صغراى