حسن سيد اشرفى
10
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )
عقل ) - همانطور كه گفتيم - همانا ذكر مىشود ( بحث حجّيّت حكم عقل ) در مباحث حجّت ، و نيست اينجا ( مقصد دوّم ) موقع اين ( بحث حجّيّت حكم عقل ) . و به زودى مىآيد بيان امكان حصول قطع به حكم شرعى از غير كتاب و سنّت ، و وقتى حاصل شد ( قطع به حكم شرعى ) چگونه مىباشد ( قطع به حكم شرعى ) حجّت ؟ 2 - اينكه همانا آيا براى عقل است اينكه درك كند ( عقل ) با راهى از راهها اينكه همانا اين شىء مثلا نيكوست شرعا يا قبيح است يا لازم است انجام آن ( شىء ) يا ترك آن ( شىء ) نزد شارع ؟ يعنى همانا عقل بعد از دركش ( عقل ) براى نيكو بودن افعال يا لزوم آنها ( افعال ) و [ بعد از درك عقل ] براى زشت بودن اشياء يا لزوم ترك آنها ( اشياء ) بهخودىخود آنها ( با قطع نظر از حكم شرع ) به هر راهى از راهها . . . آيا درك مىكند ( عقل ) با اين ( درك حسن و قبح افعال ) اينكه همانا اينها ( افعال ) اينچنين ( نيكو و زشت ) هستند نزد شارع ؟ و اين مقصد دوّم كه ناميديم آن ( مقصد دوّم ) را بحث ملازمات عقليّه ، منعقد كرديم آن ( مقصد دوّم ) را به خاطر بيان اين ( ملازمه بين حكم عقل و شرع ) در مسائلى بر نحوى كه به زودى مىآيد ان شاء اللّه تعالى ، و مىباشد در اين ( مقصد دوّم ) تشخيص صغريات حجّيّت عقلى كه بحثشدهء از آن ( حجّيّت عقل ) است در مقصد سوّم ( مباحث حجّت ) . سپس چارهاى نيست - قبل از تشخيص اين صغريات در مسائلى - از ذكر دو امرى كه تعلّق دارند ( دو امر ) به احكام عقليّه [ به عنوان ] مقدّمه براى بحث كه كمك مىگيريم به واسطهء اين ( مقدّمه ) بر مقصود ، و اين دو ( امر ) : 1 - اقسام دليل عقلى است همانا دليل عقلى - يا پس بگو آنچه ( اسبابى ) كه حكم مىكند با آن ( اسباب ) عقلى كه ثابت مىشود با آن ( عقل ) حكم شرعى - تقسيم مىشود ( دليل عقلى ) به دو قسم : آنچه ( دليلى ) كه مستقلّ است به آن ( دليل ) عقل ، و آنچه ( دليل ) كه مستقلّ نيست ( عقل ) به