حسن سيد اشرفى
56
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )
482 - امر و مقدّمه سوّم براى مفهوم داشتن جملهء شرطيّه چيست ؟ ( 3 - دلالتها - زيادة . . . عليه التّالى ) ج : مىفرمايد : مقدّمه سوّم آن است كه ارتباط علّى و معلولى بين مقدّم و تالى به نحو علّت منحصره باشد . يعنى مقدّم و شرط تنها علت و سبب تحقق تالى و جزاء باشد و سبب و علت ديگرى كه بتواند جايگزين شود وجود نداشته باشد . « 1 » 483 - چرا مفهوم داشتن جملهء شرطيّه متوقّف بر مقدّمات سهگانه بوده و در بحث مفهوم داشتن جمله شرطيّه بايد از چه بحث كرد و نظر مصنّف نسبت به دلالت جملهء شرطيّه بر مقدّمات سهگانه چيست ؟ ( و توقّف المفهوم للجملة الشّرطيّة . . . و اطلاقا فى البعض الآخر ) ج : توقّف مفهوم داشتن جملهء شرطيّه يعنى الانتفاء عند الانتفاء بر مقدّمات سهگانه واضح است . چرا كه اگر جملهء شرطيّه به نحو اتّفاقيه باشد و نه به نحو وجود علقهء لزوميّه و يا به نحو علقهء لزوميّه باشد ولى نه به نحو علّى و معلولى يا به نحو علّى و معلولى باشد ولى نه به نحو علّت منحصره ، با وجود فقدان هريك از اين مقدمات لازم نمىآيد انتفاء تالى از انتفاء مقدم . « 2 »
--> ( 1 ) - مثل آنكه گفته شود : « إن جاءك زيد او ابنه فاكرمه » يا در شرع آمده است « اذا خفى الجدران فقصّر » و « اذا خفى الاذان فقصّر » كه در اينجا سبب اكرام ، آمدن زيد يا فرزندش مىباشد . چنانچه سبب شكسته شدن نماز نيز خفاى ديوارهاى شهر يا به گوش نرسيدن اذان مىباشد . بديهى است وقتى مقدّم به نحو علّت منحصر براى تالى نباشد از عدم مقدّم ، عدم تالى لازم نمىآيد . چرا كه جزاء و تالى مىتواند به خاطر علّت جايگزين محقّق شود . مثلا اگر خفاى جدران نشد معنايش اين نيست كه نماز شكسته نخواهد بود . چرا كه ممكن است خفاى اذان باشد و آنهم سبب شكسته شدن نماز مىشود . ( 2 ) - در پاورقى قبلى توضيح داده شد .