حسن سيد اشرفى

41

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

مجهول و نايب فاعلش ، كلمهء « انتفاء » بوده كه اضافه به « الحكم المعلّق » شده است . او غيرها : ضمير در « غيرها » به قضيّهء شرطيّه برمىگردد . ينتفى بانتفاء موضوعه : ضمير در « ينتفى » به « شخص كلّ حكم » و در « موضوعه » به حكم برمىگردد . او احد قيود الموضوع : كلمه « احد » عطف به « موضوعه » مىباشد . يعنى « بانتفاء احد الخ » . او لم يكن : يعنى « او لم يكن للقضيّة مفهوم » ضمير در « لم يكن » به مفهوم برمىگردد . اقواهما انّها تدلّ الخ : ضمير در « اقواهما » به « قولان » و ضمير در « انّها » و « تدلّ » به شرطيّه برمىگردد . شرح ( پرسش و پاسخ ) 472 - دلالت منطوقى جملهء شرطيّه چگونه و چه بوده و جملهء شرطيّه به چند نحو است ؟ ( لا شكّ فى . . . على نحوين ) ج : مىفرمايد : شكّى نيست كه منطوق جملهء شرطيّه به دلالت وضعى ، « 1 » دلالت مىكند بر معلّق و مشروط بودن تالى و جزاى جملهء شرطيّه بر جملهء مقدّم و شرطى كه تحقّق آن فرض شده است . جملات شرطيّه بر دو نوع مىباشند . 473 - نوع اوّل از جملات شرطيّه چگونه مىباشد ؟ ( 1 - أن تكون . . . من قبل الفتيات ) ج : مىفرمايد : جملات شرطيّه‌اى هستند كه القاى آنها براى بيان موضوع حكم مىباشد . يعنى خود شرط ، موضوع براى حكم در جزاء مىباشد ، چرا كه حكم در تالى و جملهء جزاء ،

--> ( 1 ) - يعنى واضع ، هيئت تركيبيّه در جملهء شرطيّه را وضع كرده براى تعليق جزاء بر شرط . البته بعضى اين دلالت را به واسطهء اطلاق و مقدّمات حكمت مىدانند .