حسن سيد اشرفى

57

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

30 - نظر مصنّف در رابطه با ذاتى بودن دلالت الفاظ بر معانيشان چيست ؟ ( لا شكّ . . . واضح ) مىفرمايد : شكّى نيست دلالت الفاظ بر معانىاشان همچون دلالت دود بر آتش كه ذاتى بوده نمىباشد . هرچند بعضى چنين پندارى دارند . زيرا اين توهّم و پندار مستلزم آن است همهء افراد بشر در چنين دلالتى يكسان باشند . يعنى هر فردى از افراد بشر از شنيدن يك لفظى مثلا لفظ « اسد » كه عربى است معناى حيوان درنده به ذهنش خطور كند هرچند كه آن فرد عرب‌زبان نباشد . و حال آنكه مىدانيم يك شخص فارسىزبان بدون آموزش و يادگيرى زبان عرب با شنيدن لفظ اسد ، معناى حيوان درنده به ذهنش خطور نمىكند و اين موضوع در همهء لغات صادق است . 31 - در نظر مصنّف ، حقيقت وضع و يا دلالت الفاظ بر معانيشان چگونه است ؟ ( و عليه . . . الدّلالة الوضعيّة ) ج : مىفرمايد : از آنجا كه دلالت الفاظ بر معانيشان به دليل پيش گفته ، ذاتى نمىباشد بنابراين ، دلالتشان بر معانى ، اعتبارى و به واسطه جعل و تخصيص از طرف واضع اين الفاظ مىباشد . يعنى دلالت لفظ اسد بر حيوان درنده به اعتبار وضع و جعل واضع بوده كه لفظ اسد را براى اين معنا قرار داده و وضع كرده است . و به همين خاطر ، دلالت الفاظ بر معانيشان داخل در دلالت وضعيّه بوده و نه طبعيّه .