حسن سيد اشرفى
34
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )
بوده و توسط آن ، احكام شرعيه واقعيّه ثابت مىگردد . به عبارت ديگر ، دليل اجتهادى موجب ظنّ به واقع مىشود و منحصر در ادلّه اربعه يعنى كتاب ( قرآن ) ، سنت ، عقل و اجماع مىباشد . 11 - دليل فقاهتى چيست ؟ ( و الدّليل . . . او الاصل العملىّ ) ج : دليل فقاهتى : عبارت از دليلى است كه ناظر به واقع و حكم واقعى نبوده بلكه توسط احكام شرعيّه ظاهريّه ثابت مىگردد . به عبارت ديگر ، دليل فقاهتى موجب ظنّ به واقع نشده بلكه تكليف عملى مكلّف را در مقام عمل و عدم دسترسى به حكم واقع روشن كرده و مكلّف را از تحيّر و سرگردانى در تشخيص وظيفهى عملىاش خارج مىكند . « 1 » 12 - دليل فقاهتى و يا اصول عمليّه كدام هستند ؟ ( توضيح از خارج ) ج : عبارتند از وجوب احتياط ( اصالة الاحتياط ) ، برائت ( اصالة البراءة ) ، تخيير ( اصالة التّخيير ) و استصحاب ( اصالة الاستصحاب ) . « 2 »
--> ( 1 ) - مبتكر دو اصطلاح دليل اجتهادى و فقاهتى ، آية ا . . . وحيد بهبهانى بوده و وجه تسميه اين دو نام آن است كه : الف ) در دليل اجتهادى چون مجتهد كوشش و تلاش كرده و ظنّ به واقع پيدا مىكند . بنابراين به آن دليلى كه مجتهد با آن به واقع به صورت ظنّى دست پيدا كرده دليل اجتهادى گفته مىشود . ب ) در دليل فقاهتى ، مجتهد اگرچه تلاش كرده ولى چون موفّق به ظنّ به واقع نشده و از طرفى در مقام عمل هم نمىتوان بدون تكليف بود با تمسّك به يك سرى ادلّه و اصول عملى خود را از تحيّر خارج كرده وظيفه عملىاش را ( كه فقه هم عبارت از اعمال مكلّفين بوده ) مشخّص مىكند . لذا به چنين دليلى ، دليل فقاهتى يا اصول عمليّه گويند . ( 2 ) - اصالة البراءة ( برائت ) : وقتى مكلف در اصل ثبوت تكليف ( وجوب يا حرمت چيزى ) شكّ