حسن سيد اشرفى
27
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )
ظهور در وجوب دارد « 1 » « كبرى » ، پس « اقيموا » ظهور در وجوب دارد ( نتيجه ) . متعلّق فعل « اقيموا » نيز نماز بوده ، پس نماز واجب است . ولى سؤال آن است كه آيا مىتوان به اين ظهور عمل كرد يا فقط مختصّ به معصومين ( ع ) مىباشد ؟ « 2 » براى جواب اين سؤال ، نتيجهء استدلال قبلى را صغرى در قياس بعدى قرار داده و مىگوئيم : « اقيموا » ظهور در وجوب دارد ( صغرى ) ، و ظواهر قرآن حجّت است . ( كبرى ) ، « 3 » پس ظهور « اقيموا » در وجوب حجّت بوده و مىتوان به آن استدلال كرد . نتيجه آنكه فقيه و مجتهد وقتى از طريق اين علم دانست كه صيغه امر ظهور در وجوب داشته و اين ظهور هم حجّت بوده قادر مىشود كه از اين آيه ، وجوب نماز را كه متعلّق آيه مذكور بوده استنباط كرده و بگويد نماز واجب است . 5 - آيا روش استنباط يادشده از طريق قواعد علم اصول فقط در رابطه با نماز مىباشد ؟ ( و هكذا . . . هذا العلم ) ج : مىفرمايد : خير : آنچه كه در رابطه با نماز گفته شد به عنوان تطبيق روش استنباط براساس قواعد اصولى كه در طريق استنباط حكم شرعى قرار مىگيرند بوده و گرنه كلّيهى احكام شرعيّه كه از هر دليل شرعى ( نقلى ) مثل كتاب ، سنّت و اجماع و يا دليل عقلى مثل قبح عقاب بلا بيان و مانند آن استفاده شود به ناچار استنباط آن متوقف بر يك مسئله يا چند مسئله از علم اصول مىباشد .
--> ( 1 ) - ظهور صيغهء امر در وجوب در مباحث الفاظ از علم اصول مورد بحث قرار گرفته و به اثبات مىرسد . ( 2 ) - چنانچه اخباريين معتقدند ؛ ظواهر قرآن تنها نسبت به معصومين حجّت بوده و براى ديگران حجّت نيست . ( 3 ) - حجيّت ظواهر قرآن در مباحث حجيّت ظواهر مورد بحث قرار گرفته و به اثبات مىرسد .