صبح صالح ( مترجم : رحيمى نيا )

14

فرهنگ نهج البلاغه ( فارسى )

زيادى اموال غير منقول بود . عثمان بن عفان ، از طايفه قريش و از خاندان بنى اميه و داماد پيامبر ( ص ) است . او در زمان جاهليت يكى از بزرگترين بازرگانان و ثروتمندان مكه بشمار مىآمد و حتى در زمان خلافت خود نيز به بازرگانى و معاملات ملكى ، اشتغال داشت ، در زمان پيامبر ( ص ) در جنگ بدر ، بخاطر نگهدارى از همسر بيمارش ، شركت نكرد و در احد نيز مانند بعضى ديگر از مسلمانان فرار را برقرار ترجيح داد . عشق او به ثروت و تجمل پرستى چنان بود كه همچون شاهان جامه مىپوشيد و دندانهايى از طلا مىگذاشت و ردايى از « خز » در بر ميكرد كه 800 دينار طلا ارزش داشت . مسعودى در بارهء ميزان ثروت عثمان مىنويسد : روزى كه عثمان كشته شد اموال او نزد خزانه دارش به 150 هزار دينار طلا و يك ميليون درهم مىرسيد . املاك او در « وادى القرى » و « حنين » و ديگر جاها صد هزار دينار طلا ارزش داشت و گوسفند و شتر فراوانى از او بجاى ماند . هم او مىنويسد : عثمان در مدينه ساختمانى با سنگ و ساروج بر افراشت و درب آن را از چوب درخت ساج هندى و درخت سرو قرار داد و در مدينه چشمه‌ها و باغهاى فراوان داشت « 1 » . على بن ابى طالب ( ع ) ، زندگى وى روشن‌تر از آن است كه احتياج به توضيح داشته باشد ، مخصوصا زهد و عدالت او كه همگان بر آن اتفاق نظر دارند . بتصديق معاويه - دشمن ديرينه على ( ع ) - چنانچه او يك انبار كاه و يك انبار زر مىداشت ، انبار زر را زودتر از انبار كاه انفاق مىكرد ، و به گفتهء عمر بن عبد العزيز خليفه اموى ، على پارساترين مردم بود . وى بعد از شهادتش از خود جز قرآن و شمشيرى با دويست و پنجاه - و به قولى هفتصد - درهم باقى نگذاشت . انبانى را كه در آن آرد جو مىريخت همواره مىبست و مهر مىكرد ، مىگفت : دوست ندارم در شكم خود چيزى جاى دهم كه ندانم از كجاست . هرگاه جامه‌اى مىخريد اگر آستين بلندى داشت ، اضافه آستين را جدا مىكرد و افزونى را به كنارى مىانداخت ، گاه اتفاق مىافتاد كه جز قطيفه‌اى بر تن نداشت و بسا كه در

--> ( 1 ) ر . ك : طبقات ابن سعد 3 / 40 و 53 - مروج الذهب 1 / 433 - دول الاسلام 1 / 12 .