هاشم حسيني تهرانى

96

علوم العربية

و كارهائى كه شجاعان ميكنند انجام داد ، ولى شجاع نيست ، شجاعت : بهراسيدن از اقدام در عملى كه محبوب خداست ، و اگر بهراسد جبان است ، و اگر اقدام نمايد در عمل خطرناكى كه محبوب خدا نيست متهوّر است ، و جبن و تهوّر هردو ناپسند است ، و تشجّع اگر ادامة داده شود صفت شجاعت حاصل مىشود . " تصبّر داود : داود تصبّر كرد " يعنى شكيبائى به خود گرفت ولى صفت صبر را دارا نيست ، و تصبّر از صبر افضل است زيرا نتيجه صبر را دارد به اضافه مجاهده نفس . و بعضى ادباء اين معنى ( تكلّف ) را تشبّه " تعبير كرده‌اند زيرا تكلّف‌كننده خود را مانند واقعيّت دار مينماياند . ( 3 - تدريج ) تدريج از درجة مشتقّ است ، و درجة در لغت : پله است ، و تدريج : هرگونه عملى است كه چند دفعة پى در پى صورت گيرد و يك عمل محسوب شود ، مانند بالا رفتن سوى بام از پله‌هاى متعدّد كه يك عمل محسوب است ، ولى حركاتى است كه به‌تدريج انجام مىشود ، بر خلاف آنكه مثلا كسى به يك پرش بر بالاى بام قرار گيرد ، مانند : " يتجرّع زيد الماء : زيد آب را تجرّع مىكند ، يعنى به جرعه هاى متعدّد ميآشامد ، ثلاثى مجردش " جرع ، يجرع ، جرعا : فرو بردن چيز روانى در گلو ، و جرعة : يك بار فرو بردن است ، پس اگر كاسه آبى را مثلا يك باره فرو برد " جرع " است ، و چند بار پى