هاشم حسيني تهرانى

83

علوم العربية

مثالهايش بسيار ، و از اين جهت اگر مثالى با يكى از آن قاعده‌ها و اين قاعدة هردو تطبيق نمايد آن قاعده‌ها بايستى اعمال گردد ، و اين قاعدة ترك شود ، مثلا . " ضجع " در باب افتعال به قاعده اول " اضطجع " و به اين قاعده " ضجّع " مىشود ، و " اضطجع " بايد گفته شود ، مصدرش " اضطجاع : بر پهلو خوابيدن " است . و " دثر " در باب افتعال به قاعده دوم " ادّثر " و به اين قاعدة " دثّر " ميگردد ، و لكن " ادّثر " صحيح است ، مصدرش " ادّثار : دثار به خود گرفتن " است ، و دثار : لحاف و عباء و مانند آن را گويند . و " وصل " در باب افتعال به قاعده سوم " اتّصل " و به اين قاعده " وصّل " مىشود ولى " اتّصل " صحيح است . ( معانى باب افتعال ) تاء افتعال بر يكى از اين معانى دلالت دارد . ( 1 - جهد در عمل ) جهد : كوشش است ، يعنى : باب افتعال در بعضى ماده‌ها دلالت مىكند كه فعل با كوشش فاعل انجام مىشود مانند : " اكتسب زيد : زيد اكتساب كرد " مصدر ثلاثى مجردش " كسب " است ، و آن بدست آوردن چيزى است با كوشش يا بى كوشش ، ولى اگر خواستيم بگوئيم با كوشش بدست آورده از باب افتعال ميآوريم ، در قرآن است :