هاشم حسيني تهرانى
59
علوم العربية
ابهام و ناخوانى كتاب . است ، و بر طرف كردنش به آن است كه نقطه و حركات بر حروف گذاشته شود تا ابهامش بر طرف و خوانا شود . " اطلبت زيدا : طلبكردن زيد را بر طرف كردم " يعنى : حاجتى كه در طلبش بود برآوردم . " افزعت زيدا : فزع زيد را بر طرف كردم " فزع : بيمناكى است كه در اثر آن به كسى پناهنده شود . " اسررت الامر : سرّ كار را بر طرف كردم " سرّ : پوشيده بودن است . و عجيب آن است كه همين مادهها از باب افعال بمعنى ايجابى آمده است ، و اين از قبيل لغت ضد است ، چنانچه ميگوئى . " اشكيت زيدا : زيد را شاكى و گلهمند كردم " و ديگر مثالها نيز بر اين منوال است . ( 12 - اتيان الشّىء ) اتيان : آوردن چيزى و انجام دادن كارى است ، و اين معنى در باب افعال چنان است كه فاعل چيزى آورد يا كارى انجام دهد كه متّصف به ماده فعل است ، و باب افعال به اين معنى متعدى نيست ، مانند : " اكاست المرئة : آن زن فرزندى با كياست آورد " كياست : هوشمند بودن است