هاشم حسيني تهرانى

48

علوم العربية

( معانى باب افعال ) در مقدمه كتاب دانسته شد هركلمه‌اى ماده‌اى دارد كه حروف آن كلمه است ، و هيئتى دارد كه ساختمان آن حروف است با حركت و سكون ، و هيئت را در اصطلاح صرف صيغه گويند ، يعنى ريختمان ، و ماده كلمه بر معنائى ، و صيغه‌اش بر معنائى ، و حروف زياده كه در كلمات آورده مىشود بر معنائى ، دلالت ميكنند ، و اين بيان در اسم و فعل است و در حرف نيست ، و معانى صيغه ماضى و مضارع و امر در تقسيم نهم خواهد آمد ، و معانى صيغه‌هاى اسماء در مبحث اسماء بيان مىشود . پس فعل ثلاثى مزيد مانند ثلاثى مجرد ماده‌اش بر معنائى ، و صيغه‌اش بر معنائى دلالت دارد ، و حروفى كه بر ثلاثى مجرد زياد مىشود و ثلاثى مزيد ميگردد بر معنائى دلالت مىكند كه در ثلاثى مجرد نيست . و همزه در باب افعال بر چند معنى دلالت دارد : ( 1 - تعدية ) تعديه آن است كه معناى فعل طورى شود كه اقتضاء مفعولى كند كه ثلاثى مجردش اقتضاء آن مفعول را ندارد ، مانند . " زيد ذهب : زيد رفت " و " زيد اذهب : زيد برد " در شنيدن " ذهب " انتظارى نيست ، ولى پس از شنيدن " اذهب " شنونده منتظر است كه بفهمد مفعول چيست ، يعنى زيد چه چيز را برد . و " زيد نزل : زيد فرود آمد " و " زيد انزل : زيد فرود آورد "