هاشم حسيني تهرانى

35

علوم العربية

هريك مجرّد و مزيد فيه دارد چنانچه گفته شد ، و غير از ثلاثى و رباعى در فعل نيست ، ولى در اسم خماسى نيز هست چنانچه در مبحث اسماء بيان خواهد شد ، از اين جهت مثال خماسى را از اسم آورديم ، و عمل موازنه در اسم و فعل انجام مىشود ، ولى در حرف انجام نميشود . و جهت آنكه براى موازنة در مقابل حروف اصلى فاء و عين و لام انتخاب شده آن است كه مركّب از اين سه حرف به اين ترتيب كه " فعل " باشد اسمى است كه شامل هرفعلى است . و حروف زياده اين ده حرف است " س - ء - ل - ت - م - و - ن - ى - ه - ا " و مجموع مركب آنها مىشود " سألتمونيها " يعنى در هراسمى و فعلى اگر حروف زياده باشد غير از اينها نيست ولى ممكن است اينها حروف اصلى كلمه باشند . و در اين موازنة كه در اصطلاح موازنه صرفىّ گفته مىشود بايد عدد حروف موزون با ميزان يكى باشد ، و حروف اصلى در موزون مقابل فاء و عين و لام در ميزان باشد ، و حروف زياده هرچه در موزون هست به همان ترتيب در ميزان آورده شود ، و هرحرفى در موزون هرچه از حركت و سكون دارد همان در ميزان گذارده شود ، و موازنة در اصطلاح فنّ شعر كه از علوم عربيّة است غير از اين موازنه است . بر اين چند مثال تمرين شود : " جعفر بر وزن فعلل " " ضرب بر وزن فعل " " ضارب بر وزن فاعل " " عليم بر وزن فعيل " " نصرتم بر وزن فعلتم " " قفل