هاشم حسيني تهرانى

33

علوم العربية

گذشت ، و در تقسيم پنجم به تفصيل بيان خواهد شد . اين مثالها كه تا حال آورديم از ماده " ضرب " بود ، و از هر ماده و مصدرى كه فعل بناء شود ، همين سه قسم ، و همين چهارده صيغه است ، و مثالهائى كه در مطلب آينده ميآوريم از ماده " نصر : يارىكردن " مىباشد ، ماضى آن " نصر " و مضارعش " ينصر " است . ( موازنة ) از آن مثالها دانسته شد كه هرصيغه‌اى اصل و ماده دارد ، و حروفى بر آن اصل زياد شده است ، اصل و ماده هرصيغه‌اى را حروف اصلى نامند ، و آنچه زياده شده حروف زياده گويند ، و ميزان در شناساندن حروف اصلى از حروف زياده " ف - ع - ل " را قرار داده‌اند . پس هرصيغه‌اى را بخواهند حروف اصلى آن را بشناسند ، و از حروف زياده ممتاز نمايند بجاى حروف اصلى " ف - ع - ل " آورند و حروف زياده را اگر باشد به صورت خود گذارند ، و اين عمل را " موازنة : سنجش " نامند ، و گويند : فلان صيغه بر اين وزن است ، چنانچه در اين مثالها و صيغه‌ها گفته مىشود . 1 - نصر بر وزن فعل / ينصر بر وزن يفعل / لينصر بر وزن ليفعل 2 - نصرا بر وزن فعلا / ينصران بر وزن يفعلان / لينصرا بر وزن ليفعلا 3 - نصروا بر وزن فعلوا / ينصرون بر وزن يفعلون / لينصروا بر وزن ليفعلوا 4 - نصرت بر وزن فعلت / تنصر بر وزن تفعل / لتنصر بر وزن لتفعل 5 - نصرتا بر وزن فعلتا / تنصران بر وزن تفعلان / لتنصرا بر وزن لتفعلا 6 - نصرن بر وزن فعلن / ينصرن بر وزن يفعلن / لينصرن بر وزن ليفعلن