هاشم حسيني تهرانى

27

علوم العربية

كردن باء . پس ملاحظه شد كه چهارده صيغه امر تابع چهارده صيغه مضارع است با تغييراتى در اول آنها و آخر آنها بدين‌گونه : شش صيغه غائب و دو صيغه متكلم در اولش لام مكسورى آورده مىشود ، و شش صيغه حاضر در اولش حرف مضارع حذف مىشود و به جايش همزه آورده مىشود ، و در پنج صيغه : دو صيغه مفرد مذكر و مؤنث غائب ، و يك صيغه مفرد مذكر حاضر ، و دو صيغه متكلم ، حرف آخر ساكن مىشود ، و در هفت صيغه : چهار صيغه تثنيه ، و دو صيغه جمع مذكر ، و يك صيغه مفرد مؤنث حاضر ، نون از آخرش حذف مىشود ، و دو صيغه جمع مؤنث در آخرش تغييرى نيست . بلكه فعل ، در كلام عرب از جنبه صيغه و ساختمان لفظ نه از جهت معنى ، يا ماضى است يا مضارع ، زيرا در اول آن يا يكى از حروف مضارعة هست يا نيست ، اگر نيست ماضى است ، و اگر هست مضارع است ، ولى چون حرف مضارع از اول امر حاضر حذف مىشود ، آن شش صيغه به صيغه امر ناميده شده ، و قسم سومى گرديده . اما حروف ديگر كه در اول و آخر صيغه‌ها زياد مىشود علاماتى است كه اكنون بيان آنها مىشود . ( علامات و زوائد افعال ) دانستى كه در اين صيغه‌ها " ضرب " اصل و مادّه همه آنها است ، و در هرصيغه‌اى چيزى زياد شده ، تا از اصل واحد كلمات بسيارى ، و در نتيجة معانى مختلفى حاصل گردد ، و بسيارى از آن