هاشم حسيني تهرانى

22

علوم العربية

( نسبت فعل ) چنانچه در مثالها مشاهده شد ، نسبت فعل در كلام متكلم يا به فاعل غائب است ، يعنى به كسى كه روى سخن و خطاب كلام با او نيست ، يا به فاعل حاضر است ، يعنى به كسى كه روى سخن و خطاب كلام با اوست ، يا به خود متكلم است ، و در هرصورت فاعل يا مذكر است يا مؤنّث ، و در هرصورت فاعل يا واحد است يا اثنين است يا جماعت . بنابراين فعل را بايد هيجده صيغه باشد : شش براى غائب ، شش براى حاضر ، شش براى متكلم ، و هرشش صيغه سه براى مذكر و سه براى مؤنث ، و هرسه صيغه يك براى واحد و يك براى اثنين و يك براى جماعت . ولى براى متكلم دو صيغه بيش نيست ، يك صيغه براى متكلم وحده ، يعنى متكلم به تنهائى ، چه مرد باشد چه زن ، و يك صيغه براى متكلم مع الغير ، يعنى متكلم با غير خودش ، چه دو باشند يا جماعت ، چه مرد باشند يا زن ، چنانچه در فارسى چه در غائب ، چه در حاضر ، چه در متكلم ، دو صيغه بيش نيست . ( اشتقاق اين افعال و ساختن آنها ) از مثالها ظاهر شد " ضرب " كه مادّه و اصل آنها است در همه موجود است ، و در صيغه‌ها حروف و حركاتى زياد شده است ، پس هريك از صيغه‌ها از مادّه و اصل كه مصدر است مشتقّ و ساخته شده ، ولى ترتيب چنان است كه ماضى از مصدر ، و مضارع از ماضى ، و امر