هاشم حسيني تهرانى
111
علوم العربية
عفّتخواهى كنند كسانى كه نمىيابند ازدواجى را تا خدا از فضلش آنان را بىنياز نمايد - نور - 24 - 33 " عفّت : خوددارىكردن از گفتار و كردار زشت است ، و عفّت خواهى كنند يعنى از خود بخواهند كه عفّت ورزند ، و از خود خواستن به آن است كه حواسّ خود را به چيزهاى شهوتانگيز متوجّه نكنند ، و رياضاتى كه در خاموشكردن شهوت مؤثّر است انجام دهند ، مانند پياده راه رفتن ، روزه گرفتن چنانچه از پيغمبر " صلّى اللّه عليه و آله " دستور رسيده ، ليستعفف : صيغه مفرد مذكر غائب است از فعل امر . " فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ : پس استقامت بجوى چنانچه مامور شدى هود - 11 - 112 " استقم : صيغه مفرد مذكر حاضر است از فعل امر ، مصدر ثلاثى مجردش " قيام " است ، قيام : ايستادن ، و ايستادگى كردن در كارى است ، و در اينجا معنى دوم مراد است . " وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ : و براى هرگروهى از مردم پايان مدّتى است ، پس چون پايان مدّتشان آمد نخواهند ساعتى پس افتادن را و نه پيش افتادن را - اعراف - 7 - 34 " يستاخرون و يستقدمون صيغه جمع مذكر غائب است از فعل مضارع . يعنى چون وقت فنائشان رسيد پيش داشت و پس داشت را نخواهند ، و پس طلبيدن به آن است كه اميد ساعتى ديگر داشته باشند ، و پيش طلبيدن به آن است كه تمنّى كنند كاش ساعتى پيش از اين فانى ميشدند ، ولى نه آن آرزو را كنند و نه آن تمنّى را نمايند ،