هاشم حسيني تهرانى
107
علوم العربية
امثله امر : ليدهامّ ، ليدهامّا ، ليدهامّوا ، لتدهامّ ، لتدهامّا ، ليدهاممن ، ادهامّ ، ادهامّ ، ادهامّوا ، ادهامّى ، ادهامّا ، ادهاممن لادهامّ ، لندهامّ ، ادهيماما : سياهگون شدن سبز سير يا خاكسترى سير " ادغام و فكّ ادغام در صيغههاى اين باب چنان است كه در باب افعلال گفته شد ، ثلاثى مجرد اين ماده به اين معنى استعمال نشده . استعمال فعل از اين دو باب بسيار كم است ، در قرآن فقط دو صيغه از باب افعلال آمده است : " يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ - وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ هُمْ فِيها خالِدُونَ : روزى كه چهره هائى سفيد ، و چهرههائى سياه شود ، پس اما كسانى كه رخسارشان سياه شده گويندشان : كافر شديد پس از ايمانتان ؟ ! ! پس بچشيد عذاب را بدان سبب كه كافر شديد ، و اما كسانى كه رخسارشان سفيد شده ، پس در رحمت خدا هستند ، آنان در آن رحمت هميشه ميباشند - آل عمران - 2 - 106 و 107 " تبيضّ و تسودّ " صيغه مفرد مؤنث غائب است از فعل مضارع ، " اسودّت و ابيضّت " صيغه مفرد مؤنث غائب است از فعل ماضى . ( 10 ) ( باب استفعال ) ماضى اين باب بر وزن " استفعل " مىباشد ، حروف زيادهاش