قادر حيدرى فسايى
8
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
بر مجيئ موسم حجّ است و بديهى است كه مجيئ موسم ، امرى غير مقدور و خارج از اختيار مكلّف است ( فالواجب - حجّ - استقبالى ) . نكته : مرحوم صاحب فصول در پايان مىفرمايند : فرق بين واجب معلق و واجب مشروط ( مشروط مشهور ) اين است كه در واجب مشروط اصل وجوب مشروط است و لذا قبل از حصول شرط ، وجوب وجود ندارد . ولى در واجب معلق ( چون شرط ، شرط واجب است نه وجوب ) اصل وجوب مطلق و فعلى است ( لذا قبل از حصول شرط ، وجوب وجود ندارد ) ولى واجب ، مشروط و متوقّف بر شرط است . پس صلوة نسبت به دخول وقت اگر واجب معلق باشد الوجوب مطلق و الواجب مقيّد و اگر واجب مشروط باشد الوجوب و الواجب كلاهما مقيّد . قوله : « لا يخفى . . . » . [ اشكالات بر واجب معلّق ] اشكال مرحوم شيخ بر صاحب فصول : قبل از بيان اشكال ، توجه به دو نكته لازم است : 1 ) دربارهى واجب مشروط دو نظريه وجود دارد . الف ) نظريهى مشهور : در واجب مشروط ، شروط ( اعم از وقت و غير وقت ) قيد وجوب و مفاد هيأت هستند . « 1 » طبق اين نظريه ، قبل از دخول وقت ، وجوب صلوة و قبل از استطاعت ، وجوب حج منتفى مىباشد .
--> ( 1 ) - مشهور در واجب مشروط ، شرط را قيد وجوب مىدانند نه واجب . ، شاهد بر اين سخن ، كلام مرحوم شيخ بهايى است . توضيح در قالب قياس : صغرى : اگر در واجب مشروط ، شرط قيد ماده بود لازمهاش اين بود كه اطلاق لفظ واجب ( كه مشتقى از مشتقات است ) بر واجب مشروط اطلاق مجازى نباشد ( چون طبق اين فرض ، اتصاف واجب به وجوب ، فعلى است و لذا وجهى براى مجازيّت اطلاق نيست ) . كبرى : و اللّازم باطل ( مرحوم شيخ بهايى اطلاق را مجازى مىداند ) . نتيجه : فالملزوم مثله . ر ك : مطارح الانظار : ص 44 .