قادر حيدرى فسايى

68

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

عدم وجوب آن بخاطر مانع است ( نهى مولى از آن ) نه بخاطر عدم المقتضى ( مقتضى كه همان مقدميت است در مطلق المقدمه موجود است ) و قبلا گفته شد كه مقدمه گاهى با اينكه مقتضى براى وجوب دارد ولى بخاطر مانع ( نهى از آن ) واجب نمىشود . مثل ركوب بر دابّه‌ى غصبى در سير به حج . با حفظ اين نكته ، نهى از مقدمه‌ى غير موصله باعث اختصاص وجوب به مقدمه‌ى موصله نيست . چون اين اختصاص از نهى از مقدمه‌ى غير موصله ناشى شده است و حال آنكه بحث در اختصاص وجوب به موصله است ذاتا نه بواسطه‌ى وجود مزاحم ( مزاحم كه همان نهى از غير موصله باشد ) « 1 » . پس اين دليل خارج از محل كلام است . قوله : « بقى شىء . . . » . ثمره‌ى قول به مقدمه‌ى موصله : گاهى ترك عبادت ، مقدمه براى واجب اهم است ، مثل ترك صلوة كه مقدمه براى ازاله‌ى نجاست از مسجد است . با حفظ اين نكته ، اگر مكلّف عبادت را انجام دهد و واجب اهم را ترك كند بنابر قول مشهور كه مطلق المقدمه را واجب مىدانند ، عبادت فاسد است . ولى بنابر قول صاحب فصول كه خصوص مقدمه‌ى موصله را واجب مىداند ، عبادت صحيح است . اما بنابر قول مشهور ؛ ترك صلوة ، مقدمه‌ى ازاله است و ازاله واجب است . پس ترك صلوة ، مقدمه‌ى واجب است و مقدمه‌ى واجب ، واجب است . پس ترك صلوة واجب است . زمانى كه ترك صلوة واجب شد ، نقيض ترك صلوة كه ترك ترك صلوة است ، حرام مىشود و ترك ترك صلوة ، همان فعل صلوة است . پس فعل صلوة حرام مىشود و حرمت صلوة ، موجب فساد آن است . « 2 »

--> ( 1 ) - ر ك : حقائق الاصول ، ج 1 ، ص 283 . ( 2 ) - اين ثمره متوقّف بر امور ذيل است :