قادر حيدرى فسايى
32
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
فوايد و مصالح ) . ولى وجوب واجبات نفسيه بخاطر حسن ذاتى آنهاست ( پس داخل در تعريف واجب نفسى خواهند بود ) نه بخاطر مقدميت آنها براى فوايد و مصالح تا داخل در تعريف واجب غيرى بشوند . « 1 » خلاصه : واجب نفسى با اين ملاكى كه براى وجوب آن گفته شد هرگز داخل در تعريف واجب غيرى نخواهد شد و هكذا واجب غيرى نسبت به تعريف واجب نفسى . نكته : « 2 » از جمله تعاريفى كه براى واجب نفسى و واجب غيرى شده ، تعريف زير است : الواجب النفسى ما امر به لنفسه . الواجب الغيرى ما امر به لاجل غيره . مرحوم شيخ « 3 » بر اين تعريف اشكال گرفته به اينكه طبق اين تعريف ، تمامى و يا اكثر واجبات شرعيه بايد واجب غيرى باشند . چون واجبات نفسيه هم بخاطر فوايد و مصالحى كه بر آنها مترتب مىشود واجب شدهاند . در نتيجه تعريف واجب غيرى مانع الاغيار نيست و تعريف واجب نفسى جامع الافراد نيست . مرحوم مصنف مىفرمايند : مراد از اين تعريف ، همان است كه در جواب دوم از اشكال گفته شد و لذا اشكال مرحوم شيخ وارد نيست . تأمل . « 4 » قوله : « ثمّ انّه . . . » . [ ترديد واجب بين نفسى و غيرى ] واجب بر سه نوع است : 1 ) گاهى واجب از حيث نفسى بودن معلوم الحال است . يعنى نفسى بودن واجب از طريق قرائن معلوم است . 2 ) گاهى واجب از حيث غيرى بودن معلوم الحال است . يعنى غيرى بودن
--> ( 1 ) - ر ك : محاضرات ، ج 2 ، ص 383 . ( 2 ) - اين نكته با عبارت « و لعلّه . . . » بيان شده است . ( 3 ) - ر ك : مطارح الانظار ، ص 66 . ( 4 ) - ر ك : عناية الاصول ، ج 1 ، ص 345 .