قادر حيدرى فسايى

96

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

ب ) بحث نسبت به قضاء خارج از وقت در صورت كشف خلاف در خارج از وقت : در سه صورت قضاء واجب است . 1 ) قضاء تابع اداء باشد . ( امر به فريضه‌ى مجزيه - صلوة با طهارت - تعلّق گرفته است و اصل عدم اتيان مسقط تكليف در وقت است چون اماره مشكوك الطريقيّة و السببيّة است . همين امر طالب اين است كه قضاء در خارج از وقت انجام بگيرد ) . 2 ) قضاء به امر جديد ( اقض ما فات ) باشد ولى موضوع وجوب قضاء فوت به معناى امر عدمى ( عدم الاتيان ) باشد ( با استصحاب عدم اتيان فريضه مجزيه - صلوة با طهارت - فوت به اين معنا و در نتيجه وجوب قضاء ثابت مىشود ) . 3 ) قضاء به امر جديد باشد و موضوع وجوب قضاء ، فوت به معناى امر وجودى ( فوت شدن فريضه‌ى مجزيه ) باشد و اصل مثبت هم حجّت باشد ( اصل اين است كه فريضه مجزيه اتيان نشده پس فريضه مجزيه فوت شده پس قضاء واجب است ) . ولى اگر قضاء به امر جديد باشد و موضوع وجوب قضاء فوت به معناى امر وجودى باشد و اصل مثبت حجّت نباشد در اين صورت بعد از كشف خلاف قضاء واجب نيست . قوله : « ثمّ انّ هذا كلّه . . . » . [ بحث در اين است كه اگر اماره يا اصل عملى اثبات تكليف كرد ثمّ انكشف الخلاف . آيا عملى كه برطبق اماره و يا اصل انجام گرفته مجزى است يا خير ؟ ] بحث در اين است كه اگر اماره يا اصل عملى اثبات تكليف كرد ( نه اينكه اصل عملى جعل شرط يا جزء كند و نه اينكه اماره حكايت از وجود شرط يا جزء كند ) ثمّ انكشف الخلاف . آيا عملى كه برطبق اماره و يا اصل انجام گرفته مجزى است يا خير ؟ مثل اينكه اماره و يا اصل ( مثل استصحاب بنابر اصل بودن ) بر وجوب صلوة جمعه در زمان غيبت قائم شود ثمّ انكشف بعد از انجام صلوة جمعه كه در زمان غيبت صلوة ظهر واجب است آيا صلوة جمعه مجزى از صلوة ظهر است يا خير ؟ جواب : در اين زمينه دو نظريه وجود دارد :