قادر حيدرى فسايى
58
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
پس يغتسل و زيد كثير الرّماد در معناى حقيقى خودشان به كار رفتهاند ولى معناى حقيقى مقصود جدّى نيست . مقصود جدّى در اوّل ، طلب و در دوم ، لازم ( جواد بودن زيد ) است . بين اين دو جمله تفاوت ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه جمله كنائيّه نسبت به مكنّى عنه ( جواد بودن زيد مثلا ) متصّف به صدق و كذب مىشوند ، ولى جمل مورد بحث نسبت به داعى جدّى كه همانا طلب باشد متصّف به صدق و كذب نمىشوند و لذا گفته شد اين جمل نظير جمل كنائيّه است . قوله : « مع انّه . . . » . مصنّف دربارهى جمل خبريّهاى كه در مقام طلب استعمال شدهاند دو مدّعى دارد كه اين دو مدّعى در طول هم مىباشند : 1 ) مقتضاى دليل متقدّم « 1 » به كمك مقدّمات حكمت ، ظهور اين جمل در وجوب است . 2 ) مقتضاى دليل متقدّم به كمك مقدّمات حكمت تعيين وجوب از بين محتملات طلب است ( نه ظهور ) چون از بين وجوب و استحباب ، وجوب تناسب با مدلول جمله دارد ، علاوه بر اينكه غير وجوب محتاج به مؤونهى زايده است . تامل . قوله : « الرابع . . . » . [ مبحث چهارم : ظهور صيغه در وجوب ] اگر صيغه امر براى وجوب وضع شده باشد حقيقت در وجوب است و ظهور در وجوب دارد ( ظهور وضعى ) حال اگر براى وجوب وضع نشده باشد و حقيقت در وجوب نباشد دو بحث وجود دارد : 1 ) آيا ظهور در وجوب دارد يا خير ؟ در اين مورد بعضى معتقدند كه صيغه ، ظهور در وجوب دارد و بعضى معتقدند كه صيغه ، ظهور در وجوب ندارد . 2 ) بر فرض صيغه ، ظهور در وجوب داشته باشد ، اين ظهور چه نوع ظهورى است ؟ در اين مورد به دو نظريه در كتاب اشاره شده است :
--> ( 1 ) - ر ك : دليل در ص 56 .