قادر حيدرى فسايى
38
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
قوله : « الجهة الثالثة . . . » . [ جهت سوّم : تبادر وجوب از امر ] دربارهى كلمهى امر به معناى طلب دو نظريه در كفايه ذكر شده است : 1 ) نظريه مشهور : كلمهى امر حقيقت در طلب وجوبى است . به دو دليل و سه مؤيد . دليل اوّل : تبادر . توضيح : وقتى كلمهى امر بدون قرينه اطلاق مىشود متبادر از آن ، خصوص طلب وجوبى است و تبادر ، علامت حقيقت است . دليل دوم : عند العقلاء مؤاخذهى عبد به مجرد مخالفت با امر بدون قرينه صحيح است . و با توجه به اينكه مؤاخذه بر ترك واجب معنا دارد اين صحّت مؤاخذه دليل مىشود بر اينكه امر ، حقيقت در طلب وجوبى است . مؤيّد اوّل : آيه فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ ؛ خداوند مخالف با امر را تهديد نموده و تهديد ، مؤيّد اين است كه امر دالّ بر وجوب است . « 1 » مؤيّد دوم : روايت لولا ان اشقّ على امتّى لامرتهم بالسواك ؛ مستفاد از روايت اين است كه امر موجب مشقّت است و با توجه به اينكه مشقّت در وجوب است معلوم مىشود امر دالّ بر وجوب است . مؤيّد سوم : روايت دربارهى بريره . توضيح : رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله به بريره فرمودند : ارجعى الى زوجك . بريره عرض كرد : أتأمرنى يا رسول اللّه ( آيا امر مىكنيد مرا ؟ ) حضرت فرمودند : لا بل انّما انا شافع ( خير ؛ بلكه من شفاعت مىكنم ) . پيامبر شفاعت را كه به معناى طلب و درخواست استحبابى است در مقابل امر ( أتأمرنى ) قرار دادهاند . قرينهى مقابله اقتضاء مىكند كه امر دالّ بر وجوب باشد . « 2 » 2 ) نظريه جماعتى : امر ، حقيقت در مطلق الطلب است كه جامع بين وجوب و استحباب مىباشد .
--> ( 1 ) - ر ك : معالم ، ص 40 . ( 2 ) - ر ك : هداية المسترشدين ص 147 - فصول ، ص 63 .