قادر حيدرى فسايى

12

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

دليل اوّل بر بساطت : « 1 » دربارهء ذات و شىء كه مفهوم مشتقّ به او و غير او منحلّ مىشود ( ناطق - شىء له النطق . ضاحك - شىء له الضحك ) دو احتمال است : الف ) يحتمل مراد مفهوم شىء باشد . اين احتمال باطل است . دليل : صغرى : اگر مفهوم شىء در مفهوم ناطق ( كه از جمله مشتقّات است ) اخذ شود لازمه‌اش دخول عرض عامّ در فصل است ( مفهوم شىء عرض عامّ است و ناطق فصل انسان است . اگر معناى ناطق ، شىء له النطق باشد لازمه‌اش دخول عرض عامّ در فصل است ) . كبرى : و اللازم باطل . « 2 » نتيجه : فالملزوم مثله . ب ) يحتمل مراد مصداق شىء باشد . اين احتمال نيز باطل است . دليل : صغرى : اگر مصداق شىء در مفهوم ضاحك ( كه از جمله‌ى مشتقّات است ) اخذ شود لازمه‌اش انقلاب قضيّه ممكنه خاصّه به قضيّه ضروريّه است . ( قضيّه الانسان ضاحك ، قضيّه ممكنه خاصّه است . اگر مفهوم ضاحك شىء له الضحك و مراد از شىء مصداق باشد ، با توجّه به اينكه مصداق اين شىء خود انسان است قضيّه الانسان ضاحك به قضيّه ضروريّه الانسان انسان له الضّحك منحلّ مىشود . چون ثبوت شىء براى نفس ضرورى است ) . كبرى : و اللازم باطل . نتيجه : فالملزوم مثله . دو جواب از احتمال اوّل :

--> ( 1 ) - دليل دوم در ص 20 مىآيد . ( 2 ) - لانّ الفصل مقوّم للنوع و العرض خارج عنه غير مقوّم له . حقائق الأصول ، ج 1 ، ص 120 .