قادر حيدرى فسايى
111
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
مثل اتيان به اطراف علم اجمالى تا علم به وجود واجبى كه علم اجمالى به آن داريم حاصل شود مثل انجام صلوة در اربع جهات هنگام اشتباه قبله براى تحصيل علم به وقوع صلوة الى القبلة . نكتهى اوّل : مقدّمه الصّحّة به مقدّمة الوجود بازگشت مىكند اعّم از آنكه الفاظ عبادات براى خصوص صحيح وضع شده باشد و يا براى اعّم از صحيح و فاسد . توضيح : دربارهى الفاظ عبادات مثل صلوة دو نظريّه است : 1 ) الفاظ عبادات براى خصوص صحيح وضع شدهاند . پس صلوة يعنى صلوة صحيحه . طبق اين نظريّه طهارت كه مقدّمة الصّحّة براى صلوة بود مقدّمة الوجود براى صلوة مىشود يعنى وجود صلوة متوقّف بر آن است چون فرض اين است كه صلوة يعنى صلوة صحيحه . و وجود صلوة صحيحه متوقّف بر طهارت است پس وجود صلوة متوقّف بر طهارت است . 2 ) الفاظ عبادات براى اعم از صحيح و فاسد وضع شدهاند . پس صلوة يعنى اعمّ از صلوة صحيحه و فاسده . طبق اين نظريّه طهارت اگرچه تنها مقدّمه الصّحّة براى صلوة است نه مقدّمة الوجود ( چون طبق اين نظريّه ، صلوة دو وجود دارد صلوة صحيحه و صلوة فاسده ) ولى بحث ما در مقدّمة الواجب است نه مقدّمة الصلاة . و واجب طبق هر دو قول ( صحيحى و اعمّى ) خصوص صحيح است چون خصوص صحيح واجب است . پس طبق اين نظريّه هم طهارت مقدّمه براى وجود واجب ( المفروض انّه خصوص الصحيحه ) مىشود . خلاصه : در باب مقدّمه واجب مقدّمة الصّحّة با مقدّمة الوجود يكى است . چون بحث در مقدّمه الواجب است و طبق هر دو قول واجب خصوص صحيح است . نكتهى دوم : مقدّمة الوجوب از محلّ نزاع خارج است چون قبل از وجود مقدّمه ( استطاعت ) ذى المقدّمه ( حج ) واجب نيست تا وجوبى از آن به مقدّمه ترشّح كند و بعد از وجود مقدّمه ، وجوب آن طلب حاصل خواهد بود و طلب حاصل محال است .