قادر حيدرى فسايى
107
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
مقدّمه كه در ما نحن فيه همان اجزاء است نه عنوان مقدّمه . و به بيان سوم مقدّميّت حيثيّت تعليليّه است نه تقييديّه . يعنى عنوان مقدّميّت علّت وجوب اجزاء است نه اينكه خود عنوان موضوعيّت داشته باشد . نتيجه : مقدّمه داخليّه اگر داخل در محلّ نزاع باشد منجر به اجتماع مثلين مىشود و اجتماع مثلين بر فرض بخاطر تعدّد جهت و عنوان صحيح باشد ، در ما نحن فيه بخاطر عدم تعدّد جهت و عنوان جايز نيست . قوله : « فانقدح بذلك . . . » . مقدّمه داخليّه دو معنا دارد : 1 ) مقدّمه داخليّه به معناى اجزاء واجب . اجزاء واجب ؛ اوّلا : براى واجب و مأمور به مقدّميّت دارند . ثانيا : از محلّ نزاع خارج هستند چنان كه بيان شد . 2 ) مقدّمه داخليّه به معناى هر جزء از اجزاء واجب . بعضى معتقدند كه مقدّمه داخليّه به اين معنا داخل در محلّ نزاع است . دليل : هر جزء از اجزاء واجب را به دو نحوه مىتوان ملاحظه نمود : الف ) به عنوان اينكه در ضمن كل است . جزء به اين عنوان واجب به وجوب نفسى مىشود . ب ) به عنوان اينكه مقدّميّت براى كل دارد . جزء به اين عنوان واجب به وجوب غيرى مىشود . نتيجه : جزء واجب ؛ اوّلا : براى واجب و مأمور به مقدّميّت دارد . ثانيا : داخل در محلّ نزاع است .