قادر حيدرى فسايى
103
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
قوله : « الامر الثانى . . . » . [ امر دوّم . تقسيمات مقدّمه ] مقدّمه به اين اعتبار كه آيا قيدا و تقيدا داخل در مأمور به است يا خير ؟ بر دو قسم است : 1 ) مقدّمه داخليّه : به اجزاء واجب ( كه قيدا و تقيّدا داخل در حقيقت و ماهيّت مأمور به مىباشند ) مقدّمه داخليّه گويند مثلا نيّت و تكبيره و قيام و . . . مقدّمه داخليّه است . « 1 » 2 ) مقدّمه خارجيّه : به هريك از شرايط واجب ( كه قيدا خارج از مأمور به ولى تقيّدا داخل در مأمور به مىباشند ) مقدّمه خارجيّه گويند . مثلا وضوء و يا طهارت ثوب مقدّمه خارجيّه است . دو اشكال بر مقدّمه داخليّه : الف ) مقدّمه بايد مقدّم و سابق بر ذى المقدّمه باشد . در حالى كه مقدّمه داخليّه مقدّم نيست . چون مقدّمه داخليّه ( نيّت و تكبيره و . . ) عين ذى المقدّمه ( صلوة ) است و شىء بر خودش مقدّم نمىشود . ب ) مقدّمه بايد غير از ذى المقدّمه باشد تا بنابر قول به ملازمه ( بين وجوب مقدّمه و وجوب ذى المقدّمه ) وجوب غيرى از ذى المقدّمه به مقدّمه ترّشح كند و مقدّمه وجوب غيرى پيدا كند در حالى كه مقدّمه داخليّه مغاير با ذى المقدّمه نيست . نتيجه : مقدّمه منحصر در مقدّمه خارجيّه است . جواب مصنّف از اشكال : مقدّمه داخليّه ذوات الاجزاء و به عبارت ديگر اجزاء لا به شرط است ( لا به شرط از انفراد و اجتماع ) ولى ذى المقدّمه و واجب اجزاء به شرط شىء است ( به شرط اجتماع و اتّصال بعض الاجزاء به بعض ) . با حفظ اين نكته :
--> ( 1 ) - آيا مقدّمهى داخليّه به اجزاء واجب گفته مىشود و يا اينكه به هر جزء از اجزاء واجب ؟ طبق احتمال اوّل ، نيّت و تكبيره و قيام و . . . مقدّمهى داخليّه صلوة است . پس صلوة يك مقدّمه داخليّه دارد ولى طبق احتمال دوم نيّت و تكبيره و قيام و . . . مقدّمات داخليّه صلوة است . پس صلوة چندين مقدّمه داخليّه دارد . ظاهر كفايه احتمال اوّل است . ر ك : نهاية الاصول ، ج 1 ، ص 143 .