قادر حيدرى فسايى

78

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

جواب مصنف : قياس الفاظ عبادات به اعلام شخصيه قياس مع الفارق است . توضيح : علم شخص مثل زيد براى امرى ( شخصيت ، نفس ناطقه ) وضع شده است كه اين امر در تمامى حالات موجود است . بنابراين حالات مختلفه چنان‌كه مضر به آن امر نيست مضر به تسميه هم نيست . ولى در عبادات امرى كه در تمامى افراد صحيحه و فاسده عبادت موجود باشد ، پيدا نمىشود . بر خلاف افراد صحيحهء عبادت كه در تمامى آنها چنين امرى وجود دارد چنان‌كه گذشت . قوله : رابعها . قدر جامع چهارم : لفظ صلوة ( مثلا ) ابتداء براى نماز كامل الاجزاء و الشرائط وضع شده است . ولى عرف مسامحة لفظ صلوة را به فاقد بعض هم اطلاق مىكند . اطلاق لفظ صلوة بر فاقد بعض ، اطلاق حقيقى است . حقيقت بودن اين اطلاق به يكى از دو نحوه است : الف ) به نحو حقيقت ادعائيّه : به اينكه فاقد به منزلهء كامل الاجزاء و الشرائط قرار داده شود . چنان‌كه عقيدهء سكاكى در باب استعاره بود . ب ) به نحو حقيقت اصطلاحيّه از راه وضع تعيّنى : به اينكه صلوة در فاقد بعض يك‌دفعه يا دفعات معدود مجازا به كار برود ، سپس حقيقت شود . « 1 » جواب مصنف : مركب بر دو قسم است : 1 ) مركب غير عبادى مثل معجون و ماشين و امثال ذلك . اين بيان در مركب غير عبادى صحيح است . چون در مركب غير عبادى ما مىتوانيم يك مركب كه براى همه صحيح باشد و از اجزاء معين و مشخص و مضبوط تشكيل شده باشد ، در نظر بگيريم و بگوئيم لفظ ابتداء براى آن وضع شده است . 2 ) مركب عبادى مثل صلوة و حج و امثال ذلك . اين بيان در مركب عبادى صحيح نيست . چون در مركب عبادى ما نمىتوانيم يك مركب كه براى همه صحيح باشد و از اجزاء معين تشكيل شده باشد ، در نظر بگيريم و بگوئيم لفظ ابتداء براى آن وضع‌شده

--> ( 1 ) - مقتضاى اين بيان ، ثبوت اشتراك لفظى است نه اشتراك معنوى كه اعمى درصدد اثبات آن است .