قادر حيدرى فسايى
53
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
شود ( و به آن معنى التفات و توجه پيدا كند ) . نكته دوم : اشكال دور بر تبادر . « 1 » تبادر متوقف بر علم به وضع است . حال اگر تبادر علامت حقيقت و وضع باشد ، لازمهاش اين است كه علم به وضع نيز متوقف بر تبادر باشد و اين دور مصرّح است . توضيح : ابتدا شخص بايد علم به وضع داشته باشد يعنى علم داشته باشد به اينكه اين لفظ براى فلان معنى وضع شده است تا با شنيدن لفظ ، آن معنى بر صفحهء ذهن او حاضر شود و الّا اگر علم به وضع نداشته باشد با شنيدن لفظ هيچگونه تبادرى براى او حاصل نمىشود . پس تبادر متوقف بر علم به وضع است . حال اگر تبادر علامت بر وضع باشد ، علم به وضع نيز متوقف بر تبادر خواهد شد . جواب اول : تبادر متوقف بر علم اجمالى ارتكازى است ( ارتكازى توضيح اجمالى است ) ولى علم اجمالى ارتكازى متوقف بر تبادر نيست تا دور شود ، بلكه علم تفصيلى به وضع متوقف بر تبادر است فلا دور . توضيح : شخص در اثر كثرت معاشرت با ديگران به الفاظ و معانى زيادى علم پيدا مىكند كه تمامى اين الفاظ و معانى آنها در حافظه او وجود دارد . ولى در حال حاضر التفات و توجهى به آنها ندارد . پس شخص به الفاظ و معانى فراوان علم دارد . به اين علم ، علم اجمالى ارتكازى گفته مىشود . حال اگر شخص به يك معنا التفات و توجه پيدا كند به اين التفات و توجه علم تفصيلى گفته مىشود . با اين توضيح ، نمودار جواب اينگونه است : علم ارتكازى - تبادر - علم تفصيلى . جواب دوم : « 2 » علم جاهل ( مثل علم پيدا كردن شخص فارسى زبان مثلا ) به وضع الفاظ متوقف بر تبادر عند الغير ( تبادر نزد عرب مثلا ) است . ولى تبادر عند الغير متوقف بر علم جاهل
--> ( 1 ) - محاضرات ، ج 1 ، ص 113 . ( 2 ) - در جواب اول ، مستعلم ( طالب علم به وضع ) با شخصى كه تبادر نزد او صورت مىگيرد متحد است ولى در جواب دوم مختلف است .