قادر حيدرى فسايى

131

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

علت استفاده از مشتق اين است كه آن ذات معروف به اين وصف است . مثل قول امام عليه السّلام مشيرا الى زرارة فعليك بهذا الجالس ( جالس بودن زرارة دخالتى در حكم يعنى وجوب رجوع به او ندارد ) . 2 ) گاهى مشتق دخالت در حكم دارد به اين نحو كه صدق مشتق بر ذات و لو آنا ما علت براى ثبوت ابدى حكم است . مثل السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما ( سارق بودن دخالت در حكم يعنى وجوب قطع يد دارد به اين نحو كه اگر بر ذاتى حتى يك آن ، عنوان سارق صدق كرد علت براى وجوب قطع يد است ) . 3 ) گاهى مشتق دخالت در حكم دارد ولى نه به‌صورت دوم بلكه به اين نحو كه حكم حدوثا و بقاء دائر مدار اين است كه مشتق حدوثا و بقاء صادق بر ذات باشد . مثل اقتد العادل ( عادل بودن دخالت در حكم يعنى جواز اقتداء به عادل دارد به اين نحو كه تا عنوان عادل باقى است حكم نيز باقى است ) . « 1 » با حفظ اين مقدمه ، جواب در ضمن دو مرحله است : مرحله اول : دربارهء عنوان الظَّالِمِينَ كه در آيه وجود دارد ، دو احتمال است : 1 ) يحتمل از قبيل صورت سوم باشد . طبق اين احتمال ، استدلال امام عليه السّلام به‌وسيله الظَّالِمِينَ در آيه بر عدم لياقت متصدين خلافت مبتنى بر اين است كه مشتق حقيقت در اعم باشد چون براى دوام اين حكم ( لا ينال عهدى - عدم نيل به خلافت ) اينها بايد دائما متّصف به ظالم باشند و بنابر قول به اعمّ دائما متصف هستند . 2 ) يحتمل از قبيل صورت دوم باشد . طبق اين احتمال ، استدلال امام عليه السّلام مبتنى بر اين نيست كه مشتق حقيقت در اعم باشد چون مفروض عند الخصم اين است كه اينها قبل از اسلام متصف به ظالم بوده‌اند و اين اتصاف ، علت براى ثبوت ابدى حكم است ، اگرچه مشتق حقيقت در اعم نباشد . مرحله دوم : اولا : اين دو احتمال هردو بالسويه محتمل است و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال ( استدلال اعمى ) .

--> ( 1 ) - محاضرات ، ج 1 ، ص 259 .