قادر حيدرى فسايى

116

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

قوله : خامسها . [ مراد از حال ] مقدمه : حال بر سه نوع است : 1 ) حال تلبّس : « 1 » به حالتى كه ذات داراى مبدء هست ، حال تلبس گفته مىشود كه گاهى منطبق بر گذشته و گاهى منطبق بر حال و گاهى منطبق بر آينده است . مثال : اگر زيد در گذشته مشغول به مبدء ( مثلا سفر ) بوده و يا در زمان حال مشغول به مبدء هست و يا در آينده مشغول به مبدء مىشود ، حال تلبس زيد به ترتيب زمان گذشته و زمان حال و زمان آينده است . 2 ) حال نسبت : به حالتى كه متكلم به اعتبار آن مشتق را حمل بر ذات مىكند ، حال نسبت گفته مىشود كه گاهى گذشته و گاهى حال و گاهى آينده است . مثال : در زيد كان ضاربا و زيد ضارب و زيد سيكون ضاربا ، حال نسبت به ترتيب گذشته و حال و آينده است . 3 ) حال نطق : به زمان تكلم حال نطق گفته مىشود . دو مثال : الف ) زيد در گذشته مشغول به سفر بوده و شما در حال حاضر مىگوئيد زيد سيكون مسافرا . حال تلبس ، گذشته و حال نطق ، زمان حال و حال نسبت ، آينده است . ب ) زيد در گذشته مشغول به سفر بوده و شما مىگوئيد زيد مسافر . حال تلبس ، گذشته و حال نطق و تلبس ، زمان حال است و هكذا . با حفظ اين مقدمه ، دربارهء مراد از كلمه حال در عنوان مسئله ( المشتقّ حقيقة فى خصوص ما تلبس بالمبدء فى الحال او . . . ) دو نظريه در متن كفايه مطرح شده است : 1 ) نظريه عضدى و اتباع : مراد از حال ، حال و زمان نطق است . طبق اين نظريه ، معناى عنوان چنين مىشود : مشتقّ مثل مسافر ، حقيقت است در خصوص ذاتى كه مشغول به مبدء است در زمان نطق يا . . . . اين نظريه باطل است . دليل : صغرى : اگر مراد از حال ، حال و زمان نطق باشد ، لازمه‌اش دو چيز است :

--> ( 1 ) - مراد از حال در حال تلبس ، زمان حال نيست . نهاية النهاية ، ج 1 ، ص 66 .