الآخوند الخراساني ( شرح : دولت آبادى )
8
شرح فارسى كفاية الأصول ( فارسى )
خارجى نداشته باشد مثل امور اعتباريه كه عقلاء آنها را اعتبار دانستهاند مثل احكام تكليفيه خمسة مثل وجوب و حرمة و ساير اينها كه اينها وجود خارجى ندارند ولى امور اعتباريه است كه عقلاء اعتبار دانستهاند و يا مثل زوجيت و و ملكيت كه خود آنها وجود خارجى ندارند ولى منشأ اعتبار و انتزاع آنها وجود خارجى دارد . [ اشكال بر مصنف كه اكثر عوارض علوم ذاتى نيستند ] مخفى نماند كه مصنف فرمود موضوع هر عملى آنست كه بحث مىشود در او از عوارض ذاتيه آن اشكال شده است كه اين عوارض ذاتيه نيستند يعنى بدون واسطه نيستند بلكه با واسطه هستند مثل علم فقه كه مىگوئيم افعال مكلفين يا واجب است يا حرام مثلا در حالى كه همه افعال مكلفين واجب يا حرام نيست بلكه نوعى از افعال واجب است مثل نماز و روزه و حج و غيره و نوعى ديگر از افعال حرام است و همچنين موضوع علم نحو كلمه و كلام است و رفع و نصب و جر براى هر كلمه نيست بلكه رفع اولا و بالذات حمل مىشود براى فاعل و فاعل يك نوع از كلمه است و همچنين نصب و جر حمل بر همه كلمه نمىشود بلكه يك نوع از كلمه كه مفعول باشد منصوب است و نوع ديگر كه مضاف اليه باشد مجرور است كما آنكه اگر گفتيم الحيوان ضاحك اين مجاز است و از اعراض غريبه است يعنى حقيقة ضحك عرض يك نوع حيوان خاصى است كه آن نوع انسان باشد و حقيقة و اولا و بالذات ضاحك حمل مىشود بر انسان و بر حيوان اگر حمل كرديم واسطه در عروض دارد و بالعكس هم اگر عرض كه مخصوص موضوع عام است مثل ماش كه حمل بر تمام حيوانات مىشود اگر حمل بر انسان بخصوص كرديم واسطه در عروض دارد و اين عرض غريب و مجاز است حاصل آنكه در اكثر علوم عوارضى كه حمل مىشود بر موضوع آن علم واسطه در عروض دارد و عرض ذاتى نيست كه مصنف فرمود بايد بحث از هر