الآخوند الخراساني ( شرح : دولت آبادى )
41
شرح فارسى كفاية الأصول ( فارسى )
در حيوان مفترس . [ در معناى مجاز لغوى و مجاز عقلى و فرق بينهما ] دوم مجاز ، و او آنست كه لفظى را در غير ما وضع له استعمال كنيم كه اين مجاز احتياج به علاقه و قرينه دارد و اين مجاز بر دو قسم است . 1 - مجاز لغوى و او آنست كه لفظى را در غير ما وضع له استعمال كنيم و اسناد مفردى او را به آن معنى بدهيم مثل رايت اسدا يرمى كه اين اسد جاى رجل را گرفته و علاقه او با رجل در مشابهت است و قرينهء او هم يرمى است . 2 - مجاز عقلى در اينجا اسناد در مفرد نيست بلكه اسناد در كلام است ادعاء و تصرف در مصداق اسد مىباشد نه در مفهوم آن يعنى موضوع له اسد را دو فرد براى او فرض مىكنيم حيوان مفترس و رجل شجاع و اسناد اسد را برجل شجاع دعاء مىدهيم چونكه اگر مجاز عقلى را فرد فرد كنيم همه در معنى حقيقى خودشان استعمال شدهاند مثل انبت الربيع البقل يعنى بيرون آورد و سبز كرد بهار علفها را در اينجا ما عقلا مىدانيم كه ربيع بقل را بيرون نمىآورد بلكه خدا اين كار را مىكند پس در اينجا ربيع مجازا آمده است درحالىكه هركدام به تنهائى در معناى حقيقى خودشان استعمال شدهاند و حقيقتند و باهم كه مركب شدند مجاز عقلى مىشوند خلاصه اين صحت استعمال لفظ در غير ما وضع له كه مجاز است آيا به واسطه وضع است يا طبع دو قول است اظهر آنها آنست كه بطبع است بدليل شهادت وجدان چونكه اگر طبع انسان نيكو دانست صحيح است استعمال لفظى را در معنى و لو واضع منع كرده باشد و برعكس و اگر بد مىداند استعمال لفظى را در جائى كه مناسبت با او ندارد و لو واضع رخصت داده باشد به اينكه ما استعمال كنيم اين لفظ را در اين معنى و تأييد مىكند اين مطلب را كه علماء علم معانى و بيان اختلاف نمودهاند در علائق مجاز بعضيها علائق را 31 عدد نقل نمودهاند