الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : عبدالله اصغرى )
19
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى )
مزبور به اعتقاد آن شخص هم بول باشد و هم بول نباشد . بوليّت آن ، بخاطر يقين داشتن است و عدم بول بودن ، بخاطر اين است كه شارع طريقيّت را از يقين او ، سلب نموده است و لازم مىآيد فلان شخص هم بول را ببيند ( به جهت آنكه يقين دارد ) و هم نبيند بخاطر اينكه از يقين او سلب طريقيت و كاشفيّت شده است و اين تناقض عند القاطع ، محكوم ببطلان خواهد بود . مطلب دوّم : ( و من هنا علم انّ اطلاق الحجّة . . . ) ( ق صفحه 2 سطر 12 ج صفحه 4 سطر 4 ) اطلاق واژه « حجّة » را بر قطع ناصحيح و مسامحه است . توضيح : كلمه « حجة » سهتا تفسير مىتواند داشته باشد : 1 - حجة از نظر لغت به معناى دليل و برهان و هر چيزى است كه صلاحيّت دارد كه در مقام محاجّه ، عليه خصم استدلال و احتجاج شود و باعث غلبه بر خصم و محكوم كردن و منطق منطقكوب نمودن خصم شود . اطلاق كلمه « حجة » لغوى بر قطع نه تنها صحيح و جائز است كه شاخصترين فرد و بارزترين مصداق براى حجّت لغوى ، همان قطع و يقين مىباشد . 2 - حجّة در اصطلاح علماء علم منطق ، آن چيزى است كه از قضاياى نتيجهبخش و مرتبط بهم ، تشكيل شده باشد و باعث علم پيدا كردن به شىء مجهول بشود . بنابراين مجموع صغرى و كبرى ( چه در مقام محاجّه به كار رود و چه در مقام كشف مجهولى ، مورد استفاده قرار گيرد ) حجة نام دارد البته فراموش نشود كه از نظر اصطلاح علم منطق گاهى لفظ حجة را بر نفس « حدّ وسط » كه در هر قياسى تكرار مىشود ، اطلاق مىكنند . 3 - در اصطلاح علم اصول « حجّة » آن دليلى است كه ثابتكننده متعلق خود باشد و به درجه قطع و يقين نرسد . به سخن ديگر حجّت دليلى است كه حكم فعلى را بعنوان حكم واقعى براى مكلّف ثابت نمايد و حجيّت و اعتبار آن از ناحيه شارع مقدّس جعل شده باشد يعنى حجيّت و دليليّت آن ذاتى نمىباشد و بلكه به جعل شارع خواهد بود . اطلاق حجّت ( بهمعناى منطقى و اصولى آن ) بر قطع ناصحيح و ناروا و