الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : عبدالله اصغرى )
17
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى )
انسانيت است كه نوع مىباشد « ذاتى » انسان ، همان حيوانيّت و ناطقيّت است كه جنس و فصل مىباشد « لازم ذات شىء » يعنى ذاتى باب برهان كه از شىء انتزاع مىگردد مانند : اربعة و زوجيّت كه زوجيّت لازم ذات اربعة است و از اربعة انتزاع شده است . در مورد كاشفيّت و طريقيّت براى قطع ، اختلافنظر وجود دارد بعضيها كاشفيّت را براى قطع ، ذاتى باب ايساغوجى مىدانند به اين معنا كه قطع و كاشفيّت دو شىء جداى از هم نيست بلكه كاشفيّت عين قطع است و حقيقت قطع همان كاشفيّت است چنان كه حيوانيّت و ناطقيّت عين انسان است . و بعضىها كاشفيّت را چيزى جداى از قطع مىدانند به اين معنا كه قطع چيزى است و كاشفيت چيز ديگر منتهى كاشفيّت از لازمه ذات و لازم ذاتى « قطع » است كه از قطع انتزاع مىشود همانطورىكه زوجيّت از لازمه ذات اربعة و از اربعة انتزاع شده است . مرحوم شيخ از كسانى است كه كاشفيّت و طريق بودن را عين ذات قطع مىداند نه از لوازم ذات قطع ، در آنجا كه مىفرمايد : ( لأنّه بنفسه طريق الى الواقع . . . ) قطع عين طريق بودن الى الواقع و كشف از واقع است . حقيقت و ذات قطع همان انكشاف و واقع را نشان دادن و نور و روشنائى است ( لا انّه شىء له الانكشاف ) نه اينكه قطع چيزى باشد و طريق بودن چيز ديگر و از لوازم ذات آن باشد جاى تعجب است كه بعضى از شارحين عبارت شيخ « ره » ( لانّه بنفسه طريق . . . ) را اينچنين معنى فرمودهاند : ( به معنا انّ طريقيّته و كاشفيّته من لوازم ذاته ) درحالىكه كاشفيّت و طريقيّت را نفس قطع دانستن و نه از لوازم ذات آن از ابتكارات قابل توجّه و ارزشمند مرحوم شيخ انصارى مىباشد ( به ج 2 اصول فقه مراجعه نمائيد مرحوم مظفر خيلى جالب مطلب مزبور را بررسى و نظر مرحوم شيخ انصارى را بطور دقيق بيان فرموده است .